تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
يك روز صبح پيامبر اكرم ( ص ) در حالى كه جامه اى راه راه از موى سياه بر تن داشت از خانه خارج شد . پس حسن بن على آمد ، پيامبر او را به زير آن جامه برد . سپس حسين بن على آمد ، پيامبر او را نيز به زير جامه برد ، على و فاطمه نيز به همين ترتيب آمدند و پيامبر با آنان نيز چنين كرد . سپس فرمود : * ( « إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » . ) * سيوطى اين حديث را در الدر المنثور از احمد و ابن ابى شيبه و ابن جرير و ابن ابى حاتم نيز نقل كرده است . همين طور حاكم نيز با سند ديگرى اين حديث را از عايشه نقل مىكند و آن را با شرط شيخين صحيح مىشمارد . ( 1 ) روايت ديگر ، روايتى است كه حاكم قبل از حديث فوق از ام سلمه نقل مىكند . ام سلمه مىگويد : « آيهء * ( « إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ » ) * در خانهء : من نازل شد . پيامبر ، سراغ على ، فاطمه و حسنين فرستاد . وقتى آنان آمدند ، پيامبر فرمود اينها اهل بيت من هستند . » سپس حاكم مىافزايد : اين حديث به شرط بخارى صحيح است . حاكم اين حديث را در تفسير سورهء احزاب با سند ديگرى از ام سلمه نقل مىكند و آن را به شرط بخارى صحيح مىشمارد و اين جمله را بر حديث افزوده است : « ام سلمه گفت : اى رسول خدا ! من از اهل بيت تو نيستم ؟ پيامبر فرمود تو خوب هستى و اينها اهل بيت من هستند ، خدايا خانوادهء من سزاوارتر است . » ( 2 ) روايت ديگرى را نيز حاكم از واثله نقل مىكند : آمدم تا على را ببينم ، او را نيافتم ، فاطمه گفت : نزد رسول خدا ( ص ) برو ، آن حضرت او را صدا كرد . پس از اين گفتگو على ( ع ) همراه پيامبر آمدند و داخل شدند من هم همراهشان به خانه رفتم . پيامبر ( ص ) حسن و حسين را صدا كرد و هر كدام را روى پايش نشاند و فاطمه و همسرش ، على را نزديك خود آورد و پارچه اى روى آنان افكند و فرمود : * ( « إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ) * سپس فرمود : اينها اهل بيت من هستند ، خدايا اهل بيت
هامش
( 1 ) . مستدرك ، ج 3 ، ص 147 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 416 .