گذشت . براى وقوف و آگاهى بيشتر بدانجا مراجعه كنيد . اما گمان وى كه : شايد منظور از مشاركت ، مشاركت در دفع كفار و تبليغ علم باشد ، آشكارا باطل است . زيرا پيامبر ( ص ) ، عين درخواست موسى را از خدا خواست و عرض نمود : « و او را در كارم شريك ساز . » و روشن است كه منظور موسى ، مشاركت در دفع كفار نبود . زيرا وى آن را با اين عبارت كه :
او را وزيرم قرار ده ، درخواست كرده بود . چه دفع دشمنان ، آشكارترين فوايد وزارت است . پس نيازى به تكرار اين درخواست نبود كه باز با عبارت « او را در كارم شريك ساز » همان را خواسته باشد .
بنابراين بايستى منظور ، مشاركت در نبوّت و رياست بر امّت و تحمل علوم و مانند آن باشد . پس حال كه پيامبر ( ص ) همان دعايى را كرد كه موسى ( ع ) كرده بود ، ثابت مىشود كه على در تمام آنها مشاركت دارد مگر نبوّت كه آن هم به خاطر دليل معين ، استثناء شده است . بعلاوه ، ظاهر اخبار مىرساند كه مشاركت ، اختصاص به على ( ع ) دارد ؛ بنابراين ، منظور مشاركت در دفع كافران و تبليغ علم نيست . زيرا اين كار اختصاص به على ( ع ) ندارد مگر اينكه منظور ، بالاترين مراتب مشاركت در دفع كافران و تبليغ علم باشد ، چنان كه ديگران نسبت به او ، شريك خوانده نشوند . در اين صورت ، شايد بتوان آن را پذيرفت . اين هم مطلوب ما را ثابت مىكند ؛ زيرا اين موضوع ، فرع بر برترى بزرگ او نسبت به ديگران است و شخص افضل ، سزاوار و شايستهء امامت مىباشد . در حديث نهم در اين باره مطالب سودمندى آورديم . بدانجا مراجعه كنيد .
چنان كه مىبينيد ، فضل - يا از روى غفلت و يا از روى تغافل - به پاسخ حديث اولى كه مصنّف آن را از احمد و موفق بن احمد نقل كرد ، نپرداخته است .
كسان ديگرى غير از مصنّف ( ره ) نيز آن را از مسند احمد نقل كردهاند . مثل صاحب ينابيع الموده و ابن حجر در الصواعق المحرقه - چنان كه خواهيد دانست - امّا من پس از تتبع آن را نيافتم . ظاهرا دستهاى ناپاك آن را انداخته است . شايد حديث ديگر هم به همين سرنوشت دچار شده باشد . بدون ترديد ، آن حديث ، يكى از روشنترين دلايل امامت اهل بيت ( ع ) است . زيرا مكلف نمىتواند امان اهل زمين باشد ، مگر اينكه نزد خداوند متعال كرامتى داشته و در طاعت و فرمانبرى داراى امتياز خاصى باشد و از مزاياى ويژه اى برخوردار و نيز معصوم باشد . چرا كه گنهكار نمىتواند امان خود باشد تا چه رسد به اينكه امان ديگرى باشد . زيرا معصيت افراد بزرگ ، بزرگتر است و حجت بر ايشان ، تمامتر .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 419
مساهمون: الشيخ محمد حسن المظفر
ص٤١٩