تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
جدا نمىشوند ؟ ! تمام مطالب فوق در حديث ثقلين است و در مورد ديگر احاديثى كه علَّامه نقل نمود لازم است توضيح داده شود كه : حديث اوّل را احمد بن حنبل نقل كرده است و ترمذى نيز آن را در سنن خود در مناقب على ( ع ) ، آورده و آن را از احاديث حسن دانسته است . دلالت اين خبر بر امامت عترت واضح مىباشد ؛ زيرا نبى اكرم ( ص ) تنها آنان را با خود برابر معرفى نموده و فرموده : هر كس آنان را دوست بدارد به آن منزلت و مقام رفيع خواهد رسيد . مقامى كه حاكى از برترى و نزديكى آنان به خداست . پس برترى اهل بيت بر ديگران ثابت مىگردد و امامت نيز شايستهء افراد برترى مىباشد . حديث دوّم نيز همچون حديث نخست بر امامت اهل بيت دلالت مىنمايد . اين خبر را علَّامه از احمد بن حنبل به نقل از جابر آورده است ولى من آن را در مسند احمد نيافته‌ام و بعيد نيست كه طبق معمول دستخوش حذف قرار گرفته باشد . امّا در آيهء چهل و يكم ، صحّت اين حديث به اثبات رسيد . سيوطى در اللئالى المصنوعه ، حديثى قريب به اين مضمون با سندى كه عباد بن يعقوب نيز در آن وجود دارد ، از رسول اكرم نقل كرده است : مثال من ، مثال درختى است كه من ، ريشهء آن ، على ( ع ) شاخهء آن و حسن و حسين ميوهء آن است و شيعه برگهاى آن به شمار مىرود . پس آيا از شيىء پاك جز شيىء پاك خارج مىشود ؟ ابن جوزى مىگويد : « راوى اين حديث ؛ يعنى عباد بن يعقوب ؛ شخصى رافضى است كه احاديث ناشناخته را روايت مىنمايد » به نظر نگارنده ، هيچ دليل براى ساختگى بودن اين حديث وجود ندارد . و الَّا ، كتب صحاح آنان مورد طعن قرار مىگيرد . زيرا اين حديث از جملهء احاديثى است كه بخارى در صحيح و ترمذى و ابن ماجه نيز در سنن خود آن را روايت كرده‌اند و جماعتى از علما نيز آن را موثّق شمرده‌اند . لذا پيداست كه احاديث ناشناختهء عباد بن يعقوب از نظر آنان ، تنها احاديثى است كه در بيان برترى آل محمّد ( ص ) مىباشد . ابن عدى مىگويد : « عباد ، احاديثى در فضايل اهل بيت روايت نموده است كه نپذيرفته‌اند » همين تعبير در ميزان الاعتدال نيز از وى حكايت شده است . واضحتر از اين دو حديث در دلالت بر حقّانيت مذهب اماميّه ، حديث زمخشرى است . جاى آن است تا