امّا آنچه كه وى در مورد اهل بغى بيان كرده ، اقرار بدين مسئله است كه جنگ افروز جمل و همراهانش و معاويه و يارانش ، بر باطل بودهاند و نزد خداوند متعال از امرى عظيم مورد بازخواست قرار خواهند گرفت كه همانا كاشتن تخم فتنه تا روز رستاخيز و ريختن خون هزاران نفر از مسلمانان باشد . گناهى كه با توبهء زبانى - اگر كرده باشند - بخشيده نخواهد شد . مگر آنكه از كسانى كه به ايشان ستم كردهاند ، حلاليت طلبند و رضايتشان را جلب نمايند . اقرار بدين مطلب با تعظيمى كه از آنان به عمل مىآورند و اينكه عايشه را بر ساير زنان چنان برترى مىدهند كه گويا گل سر سبد ايشان است و زبير را حوارى رسول خدا ( ص ) و معاويه را هدايتگر هدايت يافته مىدانند ، تناسبى ندارد .
25 - حديث ثقلين و احاديثى به معناى آن
مصنّف - طاب ثراه - مىگويد :
احمد بن حنبل در مسند خود روايت كرده كه :
پيامبر ( ص ) دست حسن و حسين را گرفت و فرمود : هر كس كه من و اين دو و پدر و مادرشان را دوست بدارد ، در روز قيامت با من هم درجه خواهد بود .
در مسند احمد از جابر نيز روايت شده كه گفت :
يك روز رسول اكرم ( ص ) در عرفات در حالى كه على ( ع ) مقابل او بود فرمود :
على ! نزديك بيا ، من و تو از يك درخت هستيم . من ريشهء درخت هستم ؛ تو تنهء درخت هستى و حسن و حسين شاخههاى آن . هر كس به يكى از شاخههاى آن بياويزد ، خدا او را به بهشت مىبرد .
در همين كتاب از ابو سعيد خدرى نقل شده كه گفت :
من در ميان شما دو چيز گرانبها باقى گذاشتم ؛ تا هنگامى كه به آنها تمسك