گذرنده « 1 »
20 - بيرون كشيد مردمان را گواى ايشان خرما بنانى بودند « 2 » از جاى بركنده
21 - چگونه بود عذاب من و بيم كردن من ؟
22 - و بدرستى كه آسان كرديم اين قرآن ياد گرفتن را ، هست هيچ پند پذيرندهاى ؟ « 3 »
23 - بدروغ داشتند ثموديان بيم كنندگان را
24 - گفتند كه : آدمى باشد از ما يگانه و ما پس روى كنيم « 4 » او را ؟ پس ما آن گاه اندر گم بودگى باشيم و اندر آتش باشيم « 5 »
25 - بر او كندند پيغامبرى بر او از ميان ما ؟ نه كه اوست دروغها از برگرفته « 6 »
26 - مىبدانند فردا كيست دروغ زن از برگرفته « 7 »
27 - ما فرستادهايم اشترى ماده فتنهاى ايشان را چشم مىدار ايشان را و صبر كن « 8 »
28 - و آگاهى دهشان كه آن آب بخششى است ميان ايشان ، هر يكى را آب خوردنى بجاى آمده « 9 »
هامش
( 1 ) شوم نامبارك بنيرو يا كافران . ( صو ) مستمر . [ و رجوع شود بآيهء دوم همين سوره . ]
( 2 ) همى بيرون كشيد مردمان را پندارى كايشان همى خرما بناناند . ( صو )
( 3 ) و آسان گردانيديم قرآن را مر ياد داشتن را هست هيچ ياد گيرندهء ؟ ( صو )
( 4 ) مردمى هم از ما يكى ، بدم وى رويم ؟ ( صو )
( 5 ) ديوانگى . ( صو ) سعر
( 6 ) تا بيفكندند ياد كرد به روى از ميان ما ؟ نه گويى دروغ زن است بدى گرفته با نشاط . ( صو ) اشر .
( 7 ) نيك بدانند فردا كه كيست دروغ زن بدى گرفته .
( صو )
( 8 ) ما فرو فرستندهء ماده اشتريم آزمايش را مر ايشان را چشم دار ايشان را و شكيبايى كن . ( صو )
( 9 ) خداوندى . ( صو ) محتضر .