9 - و بدروغ داشتند پيش ايشان گروه « 1 » نوح را و بدروغ داشتند بندهء مرا « 2 » و گفتند : ديوانه است و باز زده شود « 3 »
10 - بخواند خداى خويش را كه مرا بستوهانيدند داد من از ايشان بخواه « 4 »
11 - و بگشوديم درهاى آسمان بآبى ريزنده « 5 »
12 - و برانديم اندر زمين چشمههايى پس بهم رسيد دو آب بر فرمانى بدرستى اندازه كرده « 6 »
13 - و برداشتيم او را بر پشت تختها يعنى كشتى و ميخها « 7 »
14 - و مىرود بديدار ما پاداشى آن را كه بود كافر شده « 8 »
15 - و بدرستى كه بگذاشتيم آن را نشانى ، هست هيچ پند پذيرندهاى ؟ « 9 »
16 - چگونه بود عذاب من و بيم كردن من ؟
17 - و بدرستى كه آسان كرديم اين قرآن ياد گرفتن را ، هست هيچ پند پذيرندهاى ؟ « 10 »
18 - و بدروغ داشتند عاديان چگونه بود عذاب من و بيم كردن من ؟
19 - ما بفرستاديم بر ايشان بادى سخت سرد اندر روزى شوم
هامش
( 1 ) گروه نوح . ( صو )
( 2 ) ما را . ( صو )
( 3 ) و باز زدندش . ( صو )
( 4 ) غلبه كردند ، كينهء من بستان . ( صو )
( 5 ) بسيار . ( صو )
( 6 ) چشمهاى روان ، فراهم رسيد آب بر كارى كه اندازه كرده شده بود . ( صو )
( 7 ) و برداشتيم نوح را بر كشتى با تختها و ميخها . ( صو )
( 8 ) و همى رفت به نگاه داشت ما پاداشى مر آن كسها را كه ناسپاس داشته بودند . ( صو )
( 9 ) و دست بازداشتيم آن كشتى را نشانى ، هست هيچ يادگيرندهء ؟ ( صو )
( 10 ) و نيك آسان گردانيديم نبى را مر يادداشت را هست هيچ ياد گيرندهء ؟ ( صو )