تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1768

مساهمون:

ص١٧٦٨
بودى . پس « 1 » اين كه حق تعالى گفت :
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
« 2 » گفت كه : پيغامبر به من نزديك‌تر بود از آن دو كمان كه بهم باز مىنهادى « 3 » و مىكشيدى و نيز ازان نزديك‌تر بود چنان كه گفت :
أَوْ أَدْنى
و جاى ديگر هم نظير اين گفت :
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 4 » و اين حبل وريد رگ گردن باشد گفت كه : ايزد تعالى ببنده نزديك‌تر است كه از رگ گردن « 5 » پس گفت كه : شب معراج پيغامبر عليه السّلم با حق تعالى نزديك‌تر بود از آن كه دو كمان بر هم نهاده باشد ، و نيز از آن نزديك‌تر بود كه گفت : او ادنى . پس بشب اندر پيغامبر عليه السّلم باز آمد و از شب هنوز بسيار مانده بود . و چون ديگر روز ببود پيغامبر عليه السّلم اين حديث پيش ياران همى گفت ، ابو بكر صدّيق رضى اللَّه عنه چون پيغامبر عليه السّلم اين حديث را آغاز كرد و هنوز تمام نكرده بود ، گفت كه : صدّقت يا رسول اللَّه . راست همى گو اى يا رسول خداى عزّ و جلّ . پس پيغامبر عليه السّلم آن روز او را صدّيق خواند و اين خبر سوى ابو جهل عليه اللّعنه بردند و سوى وليد مغيره و آن كافران مكّه ، و ابو جهل گفت كه : اين محمد ديوانه است ، و اين قرآن كه مىگويد كلام خداى است از بر خويش همى گويد . هم آن گه جبريل عليه السّلم بيامد و اين سوره بياورد :
هامش
( 1 ) و بيشتر فخر كردن ايشان بتير انداختن بود ، و كمانهاى سخت كه همه روز كمانها به يكديگر همى دادندى تا كمان كيست سختر و بهتر ، و هر كسى كمان خويش با كمان يار خود با هم نهادى تا كدام كمان كلانتر بودى فخر ايشان بدان بودى پس . ( صو ) ( 2 ) النجم 9 ( 3 ) نهاديد ( صو ) ( 4 ) ق 16 ( 5 ) كه رگ گردن . ( صو )