تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 2081

مساهمون:

ص٢٠٨١
او زن « 1 » فرو برد ، بر بندهاى دست و پاى و انگشتان و گردن همه بسوزن بدوخت ، و ببرد ، و بچاهى در استوار كرد . و پيغامبر عليه السّلم از آن سبب بيمار گشت ، و بندگاههاى همه اندام از دست و پاى و گردن همه درد برخاست چنان كه از درد آن طاقت نداشتى ، و دست و پاى هيچ راست نتوانستى كردن ، و آن چنان مانده بود ، و هر چند پزشكان و طبيبان مىآوردند هيچ معالجت نمىپذيرفت ، و آن در « 2 » اعضاها روز بروز زيادت مىبود ، و آن چنان بمانده بود تا نه روز بگذشت . و آن جهودان شادى و نشاط همى كردند . پس روز نهم جبرئيل آمد عليه السّلم ، و گفت : يا رسول اللَّه ترا جادوى كردند ، و آن مردى كرده است كه او را لبيد بن عاصم گويند با يكى زنكى « 3 » [ نام او حسيره ، اكنون بايد كه ترا بردارند تا من ترا بدان جايگاه برم كه اين جادوى كردند . پس پيغامبر عليه السّلم را برداشتن « 4 » و چاهى بود بر كنارهء مدينه ثبير خوانند و ايشان را بر سر آن چاه برد . و سر چاه استوار كرده بودند و به زير آن چاه ، چاه ديگر بود و سر هر دو چاه به سنگ و گچ استوار كرده بودند پيغامبر عليه السّلم بفرمود تا سر آن هر دو چاه باز كردند و آن كبوتر را برشتها استوار كرده بودند و بسته ، و از آنجا برآوردند و سوزن‌ها و بندها برآوردند . و جبرئيل عليه السّلم ،
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
او را اندر آموخت ،
هامش
( 1 ) ظاهرا : سوزن . و يا : « بيازده بندگاه او سوزن » ( 2 ) شايد : « و آن درد » ( 3 ) از اينجا شش سطر در صحافى نسخهء متن محو شده كه در حاشيه با خطى ديگر نوشته‌اند كه مطلب هم تكرار شده و آن را ميان دو قلاب قرار مىدهم . ( 4 ) برداشتن برداشتند .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 2081 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى