23 - بر تختها و مىنگرند « 1 »
24 - و مىشناسى اندر رويهاى ايشان شادمانى « 2 » نعمت .
25 - مىدهندشان از رحيق « 3 » مهر كرده .
26 - مهر آن مسك ، و اندران بيارامند آراميدگان « 4 »
27 - و آميزش آن از تسنيم باشد « 5 »
28 - چشمهاى كه مىآشامند بدان نزديكان « 6 »
29 - حقّا كه آن كسها كه گناه كارند بودند از آن كسها كه بگرويدند مىخنديدند « 7 »
30 - و چون برفتند بديشان مىپنهانى آشكارا كنند « 8 »
31 - و چون برگردند سوى [ گروه ] ايشان برگردند شادمانان « 9 »
32 - و چون بينند ايشان را گويند كه : اينان گمشدگانند « 10 »
33 - و نه فرستادند برايشان نگاهبانان
34 - امروز آن كسها كه بگرويدند از كافران « 11 » همى خندند
35 - بر تختها و مىنگرند « 12 »
هامش
( 1 ) بر تختهاى با كله همى نگرند . ( صو )
( 2 ) تازگى و شادى . ( صو )
( 3 ) بخورانندشان از مى . ( صو )
( 4 ) مهر وى از مشك و اندرين نبرد كشند يا بنازند نازندگان . ( صو ) [ « بتازند تا زندگان » ، شايد اصح باشد و همچنين « نبرد كنند » ]
( 5 ) و آميزش وى از جهة [ چشمهء ( ؟ ) ] تسنيم . ( صو )
( 6 ) چشمهء كه بخورند از انجا نزديك كردگان . ( صو )
( 7 ) آنانك بدى كردند بودند از آن كسها كه بگرويدند همى خنديدند . ( صو )
( 8 ) و چون بگذشتندى بايشان همى افسوس كردند . ( صو ) يتغامزون .
( 9 ) و چون بازگشتندى سوى كسهاى خويش بازگشتندى شادىكنان . ( صو ) [ « اهله » در متن درين جا ترجمه نشده ، رجوع شود بآيهء 9 سورة الانشقاق . ]
( 10 ) و چون بديدندى گفتندى اينان گم راهانند .
( صو )
( 11 ) امروز ايشان كه بگرويدند از ناگروندگان . ( صو )
( 12 ) بر تختهاى با كله همىنگرند . ( صو )