11 - زود باشد كه بخواند واى ويلاه « 1 »
12 - و بشود اندر دوزخ « 2 »
13 - كه او بود اندر گروه او شادان « 3 »
14 - كه او گمان برد كه نه باز گردد
15 - آرى ، حقّا كه خداى او هست به دو - و بر ديگران - بينا « 4 »
16 - نه سوگند خورم بدين شفق « 5 »
17 - و شب چون تاريك شود « 6 »
18 - و ماه چون پر نور شود « 7 »
19 - كه برنشينيد طبقى از طبقى « 8 »
20 - چيست ايشان را كه نه مىگروند ؟
21 - و چون خوانده شود بر ايشان قرآن نه سجده كنند ؟
22 - نه كه آن كسها كه كافر شدند مىبدروغ دارند .
23 - و خداى عزّ و جلّ داناتر بدانچه جمع كنند « 9 »
24 - بشارت ده ايشان را بعذابى دردناك .
25 - مگر آن كسها كه بگرويدند و كردند نيكيها ايشان را است مزدى جز منّت نهاده شده « 10 »
هامش
( 1 ) وا هلاكى . ( صو )
( 2 ) و اندر آيد به آتش سوزان . ( صو )
( 3 ) كه وى بود اندر ميان كسهاى خويش شادمان . ( صو )
( 4 ) آرى باز گردد كه خداوند وى بود بوى بينا . ( صو )
( 5 ) سوگند ياد كنم بنشان آفتاب سپس فرو رفتن .
( صو )
( 6 ) و سوگند بشب و آنچه گرد آرد . ( صو )
( 7 ) و سوگند به ماه چون تمام گردد . ( صو )
( 8 ) كه پر نشينيد - يعنى بآفرينش كه تا قيامت از حال به حال بگردد - حالى سپس حالى . ( صو ) - كه فرا رسيد بشما حال از پس حال - مرگ و سكرات و گور و ظلمات . ( ابو بكر عتيق ) لتركبن طبقا عن طبق .
( 9 ) اندر دلها پنهان همى دارند . ( صو )
( 10 ) مزدى ناكاسته . ( صو )