تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1969

مساهمون:

ص١٩٦٩
و اين چنان بود كه على و فاطمه رضى اللَّه عنهما يك روز روزه داشتند « 1 » و ايشان را چهار قرص جوين بدست آمده بود . و چون نماز شام درآمد و روزه خواستند گشود ، آن قرصها هر يكى يكى برداشتند . على و فاطمه و الحسن و الحسين رضى اللَّه عنهم اجمعين . وسايلى بدر سراى دعا كرد و گفت كه : مسكين‌ام و بطعام حاجت است ، « 2 » كى از براى خداى طعامى دهد ؟ و على قرص خويش برداشت و به دو داد ، و فاطمه و الحسن و الحسين موافقت او كردند ، و ايشان نيز بدادند . و ديگر روز هم چنان روزه داشتند ، و شب را چهار قرص ديگر جوين راست كردند ، و نماز شام چون افطار خواستند كرد ، ديگر بار بر در سرا يكى دعا كرد و گفت كه : من يتيمم ، و بطعام حاجت است ، از بهر خداى را كى اين يتيم را طعامى دهد ؟ و ديگر بار امير المؤمنين على قرص خويش ايثار بدان يتيم كرد ، و ايشان نيز موافقت كردند و هر كسى آن خود بدادند ، و هيچ نخوردند . و ديگر روز هم چنان روزه داشتند ، و هم چنان شب را چهار قرص جوين براست كردند ، و چون شب درآمد و افطار خواستند كرد ، ديگر بار يكى بر در سراى دعا كرد ، و گفت كه : از بهر خداى تعالى اين يسير « 3 » را طعام دهيد ، كه يسيرم « « 4 » » و بطعام حاجت دارم . و ديگر بار امير المؤمنين على رضى اللَّه عنه قرص خويش بدان اسير ايثار كرد ، و ايشان نيز موافقت كردند ، و هر كسى آن خود بدادند .
هامش
( 1 ) عنهما يك روز به روزه بودند . ( صو ) ( 2 ) چون وقت روزه گشادن بود ايشان را پنج قرص جوين بود قسمت كردند ميان ايشان ، پنج تن بودند هر كسى يكى برداشتند . چون خواستند خوردن يكى بدر آمد گفت : مسكينم مرا بطعام حاجت است . ( صو ) ( 3 ، 4 ) اسير . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1969 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى