تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1953

مساهمون:

ص١٩٥٣
14 - و فرمان دادم او را فرمان دادنى « 1 » 15 - پس طمع كند « 2 » كه بفزايم 16 - حقّا كه او بود آيتهاى ما را سر باز زده « 3 » 17 - و اندر آرم او را اندر دوزخ « 4 » 18 - كه او انديشه كرد و اندازه كرد ؟ 19 - بنفرين كرده شد ! « 5 » چگونه اندازه كرد ؟ 20 - پس نفرين كرده شد ! « 6 » كه چگونه اندازه كرد ؟ 21 - پس بنگرست 22 - پس روى ترش كرد و اندر كشيد « 7 » 23 - پس برگشت و بزرگ‌منشى كرد 24 - گفت كه : اين نيست مگر جادوى فرا بافته « 8 » 25 - كه نيست اين مگر گفتار آدمى « 9 » 26 - بسوزيم او را به آتش « 10 » 27 - و چه دانا كرد ترا كه چيست آتش ؟ 28 - نه بماند و نه دست بدارد 29 - [ گدازنده است ] مردمان را « 11 » 30 - بر آن نوزده « 12 »
هامش
( 1 ) و بگسترانيدم مر او را خواستهء گستردنى . ( صو ) ( 2 ) باز همى اميد دارد . ( صو ) ( 3 ) نباشد اينچنين ! [ كلّا ] كه وى هست مر آيتهاى مرا ستيزه كنى . ( صو ) ( 4 ) بيفزايمش بعقبه بر شدن . ( صو ) سارهقه صعودا ( 5 ) كشته باد ! ( صو ) فقتل كيف قدّر ؟ ( 6 ) باز كشته باد و لعنت بر وى . ( صو ) ( 7 ) و دژم كرد ( صو ) ( 8 ) مگر جادوى كه همى روا كند . ( صو ) ( 9 ) سخن مردمى . ( صو ) ( 10 ) فرو اندر آريمش بدوزخ . ( صو ) ( 11 ) گدازنده است مر مردمان را . ( صو ) - در متن « لواحة » معنى نشده . ( 12 ) بر وى نوزده فرشته يعنى نگاه‌بانان . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1953 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى