شدنى « 1 » نيكو
11 - و بگذار مرا و بدروغ داران را خداوندان نعمت را و مهلت ده « 2 » ايشان را اندكى
12 - كه نزديك ما پاى بندهاست و دوزخى گرم « 3 »
13 - و خورشهاست آن گلو گيرنده و عذابهاى دردناك
14 - آن روز كه صخت ( ؟ ) اندر آيد به زمين و كوهها و باشد كوهها بريگهاى بر هم ريخته « 4 »
15 - ما بفرستاديم سوى شما پيغامبرى گواه بر شما چنان كه فرستاديم سوى فرعون پيغامبرى
16 - عاصى شد « 5 » فرعون مر آن پيغامبر را بگرفتيم او را گرفتنى سخت « 6 »
17 - چگونه بپرهيزيد - اگر كافر شويد - روزى كه كند كودكان را سر سپيد « 7 »
18 - و آسمان بشكافد بدان ، بود وعدهء او كرده « 8 »
19 - كه اينست ياد كردنى و هر كى خواهد بگيرد سوى خداى او راهى « 9 »
هامش
( 1 ) و ببر از ايشان بريدنى . ( صو )
( 2 ) و دست باز دار مرا و دروغ دارندگان را خداوند فراخيها را و درنگ ده . ( صو )
( 3 ) كه نزد ما بندهاست و آتشى سوزان . ( صو )
( 4 ) آن روز كه بجنبد زمين و كوهها و باشد كوهها ريگى ريزنده ( صو ) [ معنى « ترجف » نامفهوم است . رجوع شود به آيه ششم النازعات ص 1980 ]
( 5 ) بىفرمانى كرد . ( صو )
( 6 ) سخت با درد . ( صو )
( 7 ) چگونه رهانيد خويشتن را - اگر نگرويديت - آن روزى كه بكند كودكان را سپيد سر . ( صو )
( 8 ) آسمان بشكافد بدان روز هست وعدهء خداى كرده و بوده . ( صو )
( 9 ) اين پندى است هر كه خواهد بگيرد سوى خداوند خويش راهى . ( صو )