ترجمة سورة نوح « 1 »
و اين سورة نوح بمكّه فرو آمدست و مىگويد « 2 » كه : ما بفرستاديم نوح را بقوم او ، و بفرموديم كه قوم خويش را پند ده ، و بمسلمانىشان خوان پيش از آن كه عذاب بديشان رسد .
و نوح پيش قوم رفت ، و هزار « 3 » سال كم پنجاه سال در ميان ايشان بود ، و ايشان را بخداى عزّ و جلّ همى خواند ، و هيچ كس فرمان او نبرد ، تا كار بجايى « 4 » رسيد كه گفتند : نوح خود ديوانهاى است .
و پدران دست فرزندان بگرفتندى ، و پيش نوح آوردندى ، و گفتندى كه : اين مرد را مىبينيد ؟ او ديوانه است ، و هر سخن كه مىگويد بديوانگى مىگويد . نگر كه البتّه هيچ فرمان او نبريد ، و هر چه او گويد هيچ گوش نكنيد ، و چون من بميرم نبايد كه او ترا بفريباند ، و شما را از دين پدران بگرداند . و از اين چنين نصيحت بفرزندان همى كردندى .
و چون روزگار برآمد نوح از ايشان بستوه آمد . و بر ايشان دعا كرد ، و خداى عزّ و جلّ دعاى او بشنيد ، و اجابت كرد . و نوح را بفرمود كه : درخت ساج به كار - و درخت ساج بچهل سال برسد - و او درخت ساج بكشت . و چون برسيد او را فرمود كه : ببر و تخته كن و از ان كشتى بساز . « 5 » و جبريل عليه السّلم او را تعليم مىكرد .
و نوح عليه السّلم و پسران سهگانهء او يار بودند ، و آن كشتى بساختند ، و تمام كردند . و چون او كشتى همى كرد آن مردمان هر كى به دو بگذشتى گفتى : يا نوح چه كار همى كنى ؟ گفتى كه : من كشتى همى
هامش
( 1 ) ترجمة النوح . ( صو )
( 2 ) تفسير آن همى گويد . ( صو )
( 3 ) و نوح هزار .
( صو )
( 4 ) بدانجا . ( صو )
( 5 ) و كشتى كن كه من خلق را اندر آب هلاك خواهم كرد . ( صو )