تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1912

مساهمون:

ص١٩١٢
آسمان بيافريد بر يك ديگر ، و اين آسمانها همه يك لخت بود و خداى عزّ و جلّ بهفت لخت گردانيد . پس گفت :
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ
« 1 » و اين قصّهء ستارگان آسمان اول و ستارگان رونده بگفته « 2 » آمده است . و چنين گويند كه اين ستارگان رونده و آفتاب و ماه‌تاب را بميان آب اندر همى كشند ، و اگر بميان آب اندر نبودندى ايزد تعالى نگفتى :
كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
« 3 » و چنين روايت كنند از پيغامبر عليه السّلم كه او گفت كه : اگر اين آفتاب و ماه‌تاب بميان آب اندر نبودندى هيچ چيز نيستى از آدمى و درختان و سنگ و كلوخ كه بران تابيدى كه نه همه بسوختندى . و از امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب كرم اللَّه وجهه خبر كنند كه او پرسيدست از پيغامبر عليه السّلم كه : اين آفتاب و ماه‌تاب كه بيك جا فرو روند كجا باشند تا ديگر روز ؟ پيغامبر عليه السّلم گفت كه : چون فرو شوند ايشان را همى برند تا به زير عرش خداى عزّ و جلّ و سجده همى كنند تا وقت برآمدن باشد ، و آن گه دستورى خواهند از خداى عزّ و جلّ تا برآيند ، و همچنين همى باشند و همى روند تا روز رستخيز ، و آن گه در توبه در بندند . و امير المؤمنين عمر بن الخطّاب رضى اللَّه از پيغامبر عليه السّلم پرسيد كه : يا رسول اللَّه در توبه چه باشد ؟ پيغامبر عليه السّلم گفت كه : توبه را درى باشد كه درازا و پهناى آن صد ساله راه باشد ، و آن هم چنان
هامش
( 1 ) الملك 5 ( 2 ) بدين كتاب اندر گفته . ( صو ) ( 3 ) الانبياء 33