آنك « 1 » كه ايشان گروهىاند كه نه اندر يابند
14 - نه كارزار كنند با شما همه مگر اندر ديههاى نگاه داشته « 2 » يا از پس ديوارها ، حرب « 3 » ايشان ميان ايشان سخت ، مىپندارى ايشان را همه بهم و دلهاى ايشان پراكنده ، آن زانك « 4 » ايشان گروهىاند كه نه خرد دارند
15 - چون داستان آن كسها كه از پيش ايشان نزديك بچشيدند و بال « 5 » كار ايشان ، و ايشانراست عذابى دردناك
16 - چون داستان ابليس كه چون گفت مردمان را كه : كافر شو .
و چون كافر شد « 6 » گفت كه : من بيزارم از تو كه من همى ترسم از خداى عزّ و جلّ خداوند جهانيان
17 - بود سرانجام آن دو تن كه آن دو اندر آتشاند جاودانه اندر آنجا آنست پاداش ستمكاران
18 - اى آن كسها كه بگرويديد بترسيد از خداى عزّ و جلّ ، و بنگريد تن خود را آنچه پيش كرديد « 7 » فردا را ، و بترسيد از خداى كه خداى تعالى آگاه است بدانچه مىكنيد
19 - و نه باشيد چنان آن كسها كه فراموش كردند خداى را فراموش كرد ايشان را تنهاى ايشان ، ايشانند ايشان تباهراهان
20 - نه همسان باشد خداوندان « 8 » آتش و خداوندان بهشت ، اهل بهشت ايشاناند رستگاران
هامش
( 1 ) بدانست . ( صو )
( 2 ) استوار كرده . ( صو )
( 3 ) كارزار . ( صو )
( 4 ) اين بدانست كه . ( صو )
( 5 ) همچون مانند آن كسها كه از پيش ايشان بودند نزديك بچشيدند عقوبت . ( صو )
( 6 ) همچون مانند ديو چون گفت مر مردم را - يعنى بلعام را - كافر گرد ، و چون كافر گشت . ( صو )
( 7 ) و تا بنگرد تنى آنچه پيش فرستادست . ( صو )
( 8 ) برابر نباشند باشندگان . ( صو )