و گر بود بديشان [ گرسنگى ] ، « 1 » و هر كى بپرهيزد زشتى تن او « 2 » ايشانند ايشان رستگاران
10 - و آن كسها كه آمدند از پس ايشان مىگويند : اى خداوند ما بيامرز ما را و برادران ما آن كسها كه پيشى كردند از ما بايمان ، و مه كن اندر دلهاى ما غشى آن كسها را كه بگرويدند « 3 » يا خداى ما كه تواى مهربان و بخشاينده
11 - نهبينى سوى آن كسها كه نفاق كردند مىگويند « 4 » برادران ايشان را آن كسها كه نهگرويدند از گروه كتاب : اگر بيرون كنندتان بيرون شويم هم با شما و نه طاعت كنيم اندر شما يكى را « 5 » هرگز ، و اگر بكارزار شويد يارى كنيم شما را ، و خداى عزّ و جلّ گواهى دهد كه ايشان دروغ زناناند
12 - و اگر بيرون كرده شوند نه بيرون آيند با ايشان ، « 6 » و اگر بكارزار شوند نه يارى كنند ايشان را و اگر نصرت كنند ايشان را برگردانند پشتها پس نه يارى يابند « 7 »
13 - آيا شما سختتريد ترسى « 8 » اندر دلهاى ايشان از خداى
هامش
( 1 ) و آن كسها كه جاى ساختند اندر سراى و پذيرفتن ايمان از پيش ايشان دوست دارند كسى را كه بيايد سوى ايشان و نيابند اندر دلهاى خويش تنگى از آنچه بدادند ايشان را و بگزينند بر تنهاى خويش و گر چه باشد ايشان را گرسنگى . ( صو ) [ در متن « خصاصة » ترجمه نشده بمعنى نيازمندى ]
( 2 ) و هر كرا نگاه دارند از سفلگى تن خويش . ( صو )
( 3 ) ما را آن كسها كه پيشى گرفتند از ما بگرويدن و مكن اندر دلهاى ما كينه و خيانتى بر آنان كه . ( صو )
( 4 ) نگاه نكنى يا محمد سوى آن كسها كه دو سرگى كردند ، همى گويند . ( صو )
( 5 ) و نكنيم فرمان اندر شما كسى را .
( صو )
( 6 ) اگر بيرون كنند ايشان را بيرون نشوند با ايشان . ( صو )
( 7 ) برگردانند پسهاى خويش باز يارى نكنند ايشان را . ( صو )
( 8 ) بهبيم . ( صو )