5 - آنچه ببريديد از خرما بنان نيكو يا نرم يا دست بازداشتيد آن را ايستاده ] بر پيهاى آن بفرمان خداى و خوار كند تباهكاران را « 1 »
6 - و آنچه [ بازگردانيد ] خداى بر پيغامبر او از ايشان [ نتاختيد ] بر او « 2 » از اسبان و نه اشتران ، و لكن خداى بگمارد پيغامبران او را بر آنك خواهد ، و خداى عزّ و جلّ بر همه چيزى تواناست
7 - [ آنچه بازگردانيد ] « 3 » بر پيغامبر او از گروه « 4 » ديهها خداى راست و پيغامبر را و خداوندان خويشى را و يتيمان و درويشان و راه گذريان ، تا نه باشد متداول « 5 » ميان توانگران از شما ؛ و آنچه داد شما را پيغامبر بگيريد آن و آنچه باز زد شما را از آن بپرهيزيد ، و بترسيد از خداى كه خداى سخت عقوبت است
8 - درويشان مهاجران آن كسها كه بيرون كرده شدند از دستهاى « 6 » ايشان و خواستهاى ايشان مىجويند فضلى « 7 » از خداى و آمرزشى ، و يارى مىكنند خداى را و پيغامبر او را ايشانند ايشان راستگويان
9 - و آن كسها [ كه جاى ساختند ] سراى و ايمان از پيش ايشان مىدوست دارند آنك هجرت كرد سوى ايشان ، و نهيابند اندر دلهاى ايشان حاجتى از آنك داده شد ايشان را ، ايثار مىكنند بر تنهاى ايشان
هامش
( 1 ) ايستاده بر بيخهاى خويش بفرمان خداى بود تا هلاك كند و رسواى بىفرمانان را .
( صو )
( 2 ) و آنچه بازگردانيد خداى بر پيغامبر وى ازيشان نتاختيد به روى . ( صو ) [ دو كلمهء « افاء » و « اوجفتم » در متن ترجمه نشده ] .
( 3 ) ( صو )
( 4 ) از مردمان .
( صو )
( 5 ) و مر خويشانراست و بىپدرانرا و درويشان را و راه گذريان را تا نباشد گردشى . ( صو )
( 6 ) مر درويشان را آن كسها كه بيرون كرده شدند از خانهاى .
( صو ) من ديارهم . [ « دست » درين جا ظاهرا بىمعنى است و « دشت » نيز . ]
( 7 ) افزونى . ( صو )