همچنين فرمود :
« و لم يبايع صغيرا الّا منّا ؛ « 1 »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با كودك خردسالى جز از خاندان ما بيعت نكرد . »
گفتهء مأمون و شيخ مفيد مىرساند كه عبد اللّه بن جعفر و عبد اللّه بن عباس را راويان اضافه كردهاند ، زيرا مأمون و نيز شيخ مفيد قاطعانه منكرند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با كودكى جز حسنين عليهما السّلام بيعت كرده باشد و اين كه آن را در مقام احتجاج و استدلال آوردهاند ، دليل بر اين است كه اين مسأله در آن زمان مسلّم و قطعى بوده و آنچه كه در روايت اخير آمده ، بعدها اضافه شده است .
روشن است كه اگر بيعت چنان است كه براى طرف مقابل تعهدآور باشد و مسئوليتهاى معينى را در ارتباط با آيندهء دعوت و جامعه و نجات مردم از آسيبهاى آتى بر عهدهاش مىگذارد ، چنان كه در بيعت رضوان بود ، معلوم مىگردد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در حسنين عليهما السّلام لياقت و توان پذيرش اين مسئوليتهاى سنگين را سراغ داشت و مىدانست كه به تعهدات خويش در اين باره عمل خواهند كرد .
ممكن است بعضى بگويند كه تكليف در آن موقع مشروط به رشد و تميز بوده است ؛ لذا بيعت با آن دو ، بيانگر هيچ نوع امتيازى برايشان نيست ، بلكه تنها مىرساند كه در آن زمان از قوهء تميز و تشخيص برخوردار بودهاند و به تبع آن تكليف متوجه آنها شده بود .
هامش
( 1 ) . ينابيع الموده ، ص 375 ، نقل از : فصل الخطاب ، بخارى و نووى ؛ ابن عساكر ( ترجمهء امام حسين عليه السّلام ) ، ص 150 و در پاورقى ، نقل از : معجم كبير طبرانى ؛ ترجمهء امام حسين عليه السّلام ، حديث 77 ؛ حياة الصحابة ، ج 1 ، ص 250 ؛ مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 40 ، نقل از طبرانى كه گويد : اين روايت مرسل است و رجال آن ، افراد ثقه مىباشند . العقد الفريد ، ج 4 ، ص 384 ( بدون ذكر نام ابن عباس ) .