حكم خدا در حق فرزندان شما اين است كه پسران ، دو برابر دختران ارث برند . »
ابن كثير گويد : « گفتهاند : اگر انسان چيزى را به فرزندان خويش هبه يا وقف كند ، تنها فرزندان بلافصل و يا فرزندان پسرانش مىتوانند از آن بهرهمند شوند ، و در اين باره به قول شاعر استدلال كردهاند كه گفت :
بنونا بنو أبنائنا و بناتنا * بنوهن ابناء الرجال الاباعد « 1 »
« فرزندان ما ، فرزندان پسران مايند ، اما فرزندان دختران ما ، فرزندان مردان بيگانهاند . »
عينى گفته است : « دانشمندان قواعد دستورى عرب ، اين فراز از شعر را گواه گرفتهاند بر جواز تقديم خبر بر مبتدا ، و كارشناسان مسائل ارث ، آن را هم دليل بر اين گرفتهاند كه تنها پسران پسر مىتوانند از مال ارث ببرند و هم اين كه پيوند مردمان به يكديگر ، از طريق پدران است ؛ فقها نيز در باب وصيت از آن استفاده كرده و علماى معانى و بيان در بحث تشبيه آن را به كار بردهاند . » « 2 »
قرطبى در تفسير خود نقل مىكند كه : « مالك بن انس ، فرزندان دختر را در چيزى كه وقف فرزند يا فرزند فرزند شده ، سهيم نمىدانست . » « 3 »
مالك ، همان فردى است كه اهتمام عباسيان دربارهاش به جايى رسيد كه مىخواستند مردم را به زور وادار سازند كه به كتاب او ( موطأ ) عمل كنند « 4 » .
آنگاه كه منصور اموال عبد الله بن حسن را گرفت و فروخت و در بيت المال
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، ج 2 ، ص 155 ؛ الغدير ، ج 7 ، ص 121 ، به نقل از آن .
( 2 ) . الغدير ، ج 7 ، ص 122 ، نقل از : خزانة الادب ، ج 1 ، ص 300 .
( 3 ) . الغدير ، ج 7 ، ص 123 ، نقل از : تفسير قرطبى ، ج 7 ، ص 31 .
( 4 ) . جامع بيان العلم ، ج 1 ، ص 160 ؛ الامام الصادق و المذاهب الاربعه ، ج 1 ، ص 165 ؛ اضواء على السنة المحمديه ، ص 298 ، نقل از : الانتفاء ، ص 41 و از شافعى .