اعلى و ميوهء برترى بودند كه اسلام اهتمام زيادى در حفظ و نگهدارى آن داشت و مىكوشيد تا آن را به عنوان يگانه نمونهء عالى سازندگى خلاق معرفى كند كه به بالاترين درجات رشد و كمال رسيده است ، و حتى اسلام مىتوانست پس از ناتوانى تمامى ادلّه و براهين ، با تمام وضوح و روشنى و قاطعيت ، در كاستن از حقد و كينهء دشمنان ، آن را به عنوان عزيزترين و گرانبهاترين چيزى معرفى كند كه مىتوان پس از اين مرحله در اثبات حقانيت و صداقت خويش تقديم داشت ؛ اين مسأله ، يك نمونهء زنده در اثبات حقانيت اسلام است .
امكان ندارد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در دعوى خويش دروغگو باشد ، زيرا آمادگى دارد تا خود و كسانى را در راه اثبات اين مدّعا قربانى سازد ، كه علاوه بر اين كه نزديكترين مردم به اويند ، در قلهء نضج و كمال دينى قرار دارند ؛ همانطور كه ديديم ، رؤساى نصاراى نجران نيز بدين امر اعتراف داشتند ، زيرا اگر چه محبت نزديكان ، خود يك امر طبيعى است و انسان را وادار مىكند تا هر آنچه را كه در كف دارد فدا كند ، اما فكر از دست دادن آنها را به خود راه ندهد ، ليكن آن چيزى كه اين محبت را دو چندان مىكند و آن را تحكيم مىنمايد و بسيارى از احتمالات فدا ساختن خانواده و نزديكان را از بين مىبرد ، اين است كه علاوه بر عامل قرابت نسبى ، نزديكان از يك شخصيت متمايز با امتيازات ، كمالات و فضيلتهايى برخوردار باشد كه ديگران فاقد آن هستند . « 1 »
اگر انسان آماده باشد تا چنين افرادى را از خانوادهء خويش فدا سازد ، اين خود بهترين دليل در صدق مدعا و بارزترين گواه است كه اين فرد در دين ، به طور
هامش
( 1 ) . علّامه محقق ، احمدى معتقد است : امكان دارد زمانى كه عباس ، حسنين عليهما السّلام را براى استسقا ( نماز باران ) با خود بيرون برد و مانع از الحاق عمر به آن دو گرديد ، و موقعى كه عمر به آنان تبرك جست ، به او گفت : ديگرى را جز ما ، با ما همراه مكن ! ( ديگران را با ما در هم مياميز ! ) به رسول اكرم اقتدا كرده باشد . « ر . ك : تبرّك الصحابة و التابعين ، ص 283 - 287 . »