طبرسى در مجمع البيان مىگويد : « مفسران اجماع دارند كه مراد از « ابناءنا » حسن و حسين است . » « 1 »
زمخشرى مىگويد : « در اين مسأله دليلى است بر فضيلت اصحاب كساء كه هيچ دليل ديگرى از آن قوىتر نيست . » « 2 »
ما در اين فرصت كوتاه نمىتوانيم تمامى جوانب را در داستان مباهله آنطور كه بايد و شايد مورد بحث قرار دهيم ، چه خود نيازمند تأليف جداگانهاى است ؛ در اينجا تنها به چند نكته اكتفا مىكنيم :
1 . نمونهء زنده
اين كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امام حسن و حسين عليهما السّلام را براى مباهله به همراه خود بيرون برد ، يك مسألهء عادى و اتفاقى نبود ، بلكه كاملا در ارتباط بود با معانى و مضامين مهمى كه به شخصيت آن دو مربوط مىشد . حسنين عليهما السّلام آن مصداق حقيقى و مثل
هامش
ابن شهر آشوب در مناقب ، ج 3 ، ص 368 و 369 افراد زير را اضافه كرده است : ابو الفتح محمد بن احمد بن ابو الفوارس ، ابن البيع در كتاب معرفة علوم الحديث ، احمد در الفضائل ، ابن بطه در الابانه و اشفهى در كتاب اعتقاد اهل السنه ، خرگوشى در شرف النّبى ، محمد بن اسحاق ، قتيبة ابن سعيد ، حسن بصرى ، قاضى ابو يوسف ، قاضى معتمد ابو العباس ، ابو الفرج اصفهانى در كتاب الاغانى از افراد بسيار زياد ؛ و در پاورقى حقائق التأويل ، ص 110 از منابع پيشين ؛ و از تاريخ الخلفاء سيوطى ، 65 ؛ و از كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 112 ؛ و از كنز العمال ، ج 6 ، ص 407 ؛ و از تفسير خازن و در پاورقى از تفسير البغوى .
منابع زياد ديگرى در مورد داستان مباهله وجود دارد كه در كتاب مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 180 و 181 ذكر شده است .
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 452 ؛ ر . ك : تبيان طوسى ، ج 2 ، ص 485 ؛ تفسير فخر رازى ، ج 8 ، ص 80 ؛ حقائق التأويل ، ص 114 ، در اين كتاب آمده : دانشمندان اجماع دارند .
( 2 ) . كشاف ، ج 1 ، ص 370 ؛ ر . ك : الصواعق المحرقه ، ص 153 ، نقل از : كشاف ؛ ارشاد مفيد ، ص 99 ؛ الميزان ، ج 3 ، ص 238 .