نوعى عطر مخلوط موسوم به « خلوق » ماليد و نافش را بريد ، و كارهاى ديگرى كه در اين باره نقل شده است و ما در اينجا بدان نمىپردازيم « 1 » .
اين كه حضرت فرمود : « اى اسماء ، فرزندم را بياور ! » ، آن هم در اولين روز ولادت آن حضرت ، بيانگر معنايى ژرف و هدفى والاست كه در داستان مباهله بدان اشاره خواهيم كرد .
2 . داستان مباهله
از مسائل مربوط به زندگانى سياسى امام حسن عليه السّلام در روزگار جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داستان « مباهله » است . به نظر مرحوم علامهء طباطبايى ، اين مسأله در سال ششم هجرت يا قبل از آن بوده است « 2 » .
خلاصه اين قضيه آن طور كه در تفسير قمى آمده چنين است :
گروهى از شخصيتها و علماى عيسوى مذهب نجران به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمدند و دربارهء عيسى با وى مناظره كردند ؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر آنان اقامهء حجت كرد ، اما آنان نپذيرفتند . پس با هم قرار گذاشتند كه در پيشگاه خدا به مباهله بپردازند و نفرين هميشگى و خشم فورى خدا را براى دروغگويان بخواهند .
خداوند مىفرمايد :
« إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ . فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ
هامش
( 1 ) . تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 418 ؛ آل ياسين ، الامام الحسن بن على عليهما السّلام ، ص 16 و 17 ؛ حياة الحسن عليه السّلام ، ج 1 ، ص 24 - 28 ، نقل از منابع پيشين و ديگر منابع دربارهء زندگى امام حسن عليه السّلام .
( 2 ) . الميزان ، ج 3 ، ص 368 .