ابن حجّة ، أخو حجّة و أنت ابو حجج تسعة ، تاسعهم قائمهم « 1 » ؛
تو بزرگوار ، پسر بزرگوار و برادر بزرگوارى ، و تو امام ، پسر امام و برادر امامى ؛ و تو حجت خدا ، پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدايى كه نه نفرند و آخرينشان قائمشان است . »
همچنين در روايتى دربارهء امام حسن عليه السّلام فرمود :
« و هو سيّد شباب اهل الجنّة و حجّة الله على الامّة ، أمره امرى و قوله قولى ، من تبعه فانّه منّى و من عصاه فانّه ليس منّى . . . « 2 » ؛
و او سرور جوانان اهل بهشت است و حجت خدا در ميان امت ، فرمان او فرمان من است و گفتارش گفتار من ، هر كس او را پيروى كند از من است و هر كس از او نافرمانى كند از من نيست . . . . »
روايات و احاديث زياد ديگرى نيز هست كه بيانگر امامت اين دو تن و نه تن از فرزندان امام حسين عليه السّلام مىباشد ، طالبان بدان جا مراجعه كنند « 3 » .
آرى تمام آنچه گذشت بدين معناست كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بدين منظور علوم سودمند و حكمتهاى درخشان زيادى را در حسنين عليهما السّلام دميد و شايستگىهاى كافى را در آن دو پرورش داد كه آنان را براى تصدى منصب خلافت و هدايت امت ، پس از خويش آماده كند . از طرفى ملاحظه مىكنيم كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله سعى دارد تا امور مربوط به آن دو را از لحاظ عقيدتى و تشريعى و حتى از نظر
هامش
( 1 ) . ينابيع الموده ، ص 168 و ر . ك : منهاج السنه ، ج 4 ، ص 209 ؛ اثبات الهداه ، ج 5 ، ص 129 .
( 2 ) . فرائد السمطين ، ج 2 ، ص 35 ؛ امالى صدوق ، ص 101 ؛ پيرامون اثبات امامت حضرت امام حسن عليه السّلام ر . ك : ينابيع الموده ، ص 441 - 443 و 487 ، نقل از : مناقب ابن شهر آشوب ؛ فرائد السمطين ، ج 2 ، ص 134 ، 140 ، 153 و 259 و در پاورقى از : غاية المرام ، ص 39 ؛ كفاية الاثر ، ص 289 ؛ عيون اخبار الرضا ، باب 6 ، ص 32 ؛ بحار الانوار ، ج 3 ، ص 303 و نيز ج 36 ، ص 283 و نيز ج 43 ، ص 248 ؛ امالى صدوق ، ص 359 .
( 3 ) . ر . ك : ينابيع الموده ، ص 369 - 399 ؛ اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 132 .