تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
تا اهالى ديگر شهرها با وى بيعت كنند . حضرت مجتبى عليه السّلام آن هنگام كه دربارهء حكميت سخن مىگفت ، در مورد ابن عمر فرمود : « و ثالثة : انه لم يجتمع عليه المهاجرون و الانصار ، الذين يعقدون الامارة ، و يحكمون بها على الناس ؛ « 1 » و سوم : مهاجرين و انصار كه منعقد كنندهء امارت هستند و از راه امارت بر مردم حكومت دارند ، در مورد وى ( ابن عمر ) اجماع و اتفاق نكردند . » از سوى ديگر ، آيا غيبت امام على عليه السّلام و خروج وى از مدينه مىتوانست جلو بنى اميه و ديگر افراد بيمار و كور دل را بگيرد و نگذارد كه وى را به تحريك و تشويق مردم عليه عثمان متّهم كنند و نگويند كه مردم را براى محاصرهء عثمان گرد آورده است ؟ ! آرى ، همان‌طور كه گذشت ، حضرت به مزرعهء خود ( ينبع ) رفت ، اما اين كار نتوانست جلو آنان را بگيرد كه حضرت را متهم نكنند و بر او افترا نبندند . اين كه مىگويد : امام حسن عليه السّلام با جنگ پدرش با طلحه و زبير مخالف بود ، اين هم درست نيست . چرا كه وى خود به كوفه رفت و ابو موسى را عزل كرد و مردم را براى پيوستن به امير المؤمنين عليه السّلام ترغيب كرد تا پدرش بتواند به كمك آنان با عايشه و طلحه و زبير بجنگد و بالاتر از اين كه خود امام حسن عليه السّلام در اين جنگ شركت داشت . شايد منظور از نقل اين روايات ، اين باشد كه امام على عليه السّلام را به دشمنى با عثمان و قتل او متهم كنند يا حد اقل وانمود كنند كه حضرت ، مردم را به قتل خليفه ترغيب كرده است ؛ سپس اشكال كنند كه مسلمين در مورد خلافت على عليه السّلام اجماع نكردند و از سويى موضع كسانى را توجيه كنند كه دست از يارى
هامش
( 1 ) . منابع اين مسأله چندى پيش گذشت ، لكن نص مسأله را بيان نكرديم .