تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
امير المؤمنين مىبايست از مردم فاصله مىگرفت و يا از مدينه به مزرعه‌اش ( ينبع ) مىرفت و در شورا شركت نمىكرد ، تا آن‌ها وى را دعوت مىكردند و كسى را به دنبالش مىفرستادند ، مىگويد : « به نظر من اين رأى ، رأى درستى نيست ، زيرا اگر على عليه السّلام چنين مىكرد آنها عثمان يا يكى را از ميان خود براى خلافت انتخاب مىكردند و آن قدر به على عليه السّلام تمايل و رغبت نداشتند تا او را دعوت كنند ، بلكه برعكس ، كناره‌گيرى او از شورا خواستهء ديرينهء آن‌ها بود ؛ چرا كه قريش شديدا كينه على عليه السّلام را به دل داشت و از او در غضب بود . من ، اعراب و بالأخص قريش را در اين باره و در مورد انحرافشان از على عليه السّلام ملامت نمىكنم ، زيرا على عليه السّلام بود كه آنان را تار و مار كرد و خونشان را بر زمين ريخت . . . حتى اگر اسلام آنان هم درست باشد ، باز بغض و كينه‌ها باقى است . . . ؛ اما اسلام اعراب چنين نبود . چه گروهى از آنان به پيروى از سران قبايل خود مسلمان شده بودند و گروهى نيز به طمع غنائم ، عده‌اى به خاطر ترس از شمشير اسلام و گروهى هم بر اثر غيرت و عصبيت قومى و براى پيروزى بر ديگر قبايل . عده‌اى ديگر مسلمانى را انتخاب كردند ، چون با دشمنان و مخالفان اسلام دشمنى داشتند . » « 1 » مردم نمىتوانستند در اين شرايط بحرانى به على عليه السّلام اجازه دهند كه از مدينه خارج شود و از طرفى نيز همين مردم بودند كه مدتها به دنبال حضرت روان بودند تا با وى بيعت كنند . اما در اين كه روايت فوق مىگويد : « حسن عليه السّلام به پدرش گفت : منتظر باش تا اهالى شهرهاى ديگر هم براى بيعت بيايند » ، بايد بگويم : امام حسن عليه السّلام خود پس از شهادت پدرش چون مردم با او بيعت كردند ، بيعتشان را پذيرفت و منتظر نماند
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 13 ، ص 299 و 300 .