ولّانى الامر بعده ؛
ما به راستى در شگفتيم از كسانى كه در ربودن حقمان بر ما يورش برده و خلافت پيامبرش را كه حق مسلّم ماست ، از چنگ ما ربودند . . . ما ديديم اگر در گرفتن حق خويش به منازعه با ايشان بپردازيم ، ممكن است منافقان و ساير احزاب مخالف دين ، وسيلهاى براى خرابكارى و رخنهء در دين به دست آورند و نيتهاى فاسد خود را عملى سازند ، پس دم فرو بستيم . . . همانا امير المؤمنين ، على بن ابى طالب عليه السّلام چون مرگ به سراغش آمد ، امر خلافت پس از خود را به من واگذار كرد . » « 1 »
5 . كافى است بگوييم كه پدرش او را به كوفه فرستاد . حضرت ، ابو موسى اشعرى را كه مانع حمايت مردم كوفه از امير المؤمنين عليه السّلام مىشد از كارگزارى آنجا خلع كرد . امام حسن عليه السّلام پس از سفر به كوفه با ده هزار جنگجو به خدمت پدر رسيد . در اين قضيه ، حوادث مهم و مهيّجى به وقوع پيوست كه بيانگر فناى مطلق امام حسن عليه السّلام در مسألهء پدرش كه در نظر امام ، مسألهء اسلام و ايمان بود ، مىباشد . حضرت جان به كف آماده بود تا براى دفاع از پدر ، بهاى سنگينى بپردازد . « 2 »
6 . امام حسن عليه السّلام با موضع قدرتمندى كه داشت ، احتجاجات معترضان به مسألهء حكميت را درهم كوبيد و استدلالهاى مهمى ايراد كرد كه قابل
هامش
( 1 ) . ر . ك : مروج الذهب ، ج 2 ، ص 432 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 34 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 55 و 56 ؛ فتوح ابن اعثم ، ج 4 ، ص 151 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 31 ؛ حياة الحسن عليه السّلام ، ج 2 ، ص 29 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 54 ؛ آل ياسين ، صلح الحسن عليه السّلام ، ص 82 ؛ احمدى از ناسخ التواريخ ، ج 5 ، ص 84 و جمهرة رسائل العرب ، ج 2 ، ص 9 و مكاتيب الائمه ، ص 3 و 4 و 7 .
در بعضى از منابع آمده : « ولّانى المسلمون الامر بعده » . ( ر . ك : الغدير ، ج 10 ، ص 159 ) .
( 2 ) . ر . ك : حياة الحسن عليه السّلام ؛ سيرهء ائمهء اثنى عشر ، ج 1 ، ص 546 - 548 .