اگر امير المؤمنين على عليه السّلام ميل نداشت كه عثمان به آن كيفيت نامطلوب كشته شود ، و اگر فرزندانش ، حسن و حسين عليهما السّلام را براى دفاع از او فرستاد و در دفاع از عثمان آن قدر كوشيد كه حتى مروان اعتراف كرد و گفت : « به قدرى كه على عليه السّلام از عثمان دفاع كرد ، كسى از او دفاع ننمود . گفتند : پس چرا او را بر روى منبرها لعن مىكنيد ؟ گفت : حكومت ما جز با اين كار استوار نمىگردد . » « 1 »
اگر على عليه السّلام خود فرمود :
« و اللّه ، لقد دفعت عنه حتى خشيت أن أكون اثما ؛ « 2 »
به خدا سوگند آن قدر از او دفاع كردم كه ترسيدم گناهكار باشم . »
با اين وجود ، حضرت نمىخواست كه دفاع او از عثمان موجب فهم غلط موضع حضرت در قبال عثمان و خطاكارىهاى او باشد ؛ از اينرو خلافكارىها عثمان را تلويحا و تصريحا بيان مىكرد . همچنين جواب كسانى را كه نظر حضرت را دربارهء عثمان جويا مىشدند ، گاهى صريح و گاهى مبهم مىداد ، يا لااقل اجازه نمىداد كه غرضورزان و فرصتطلبان از آن بهرهبردارى كرده ، آن را در راه رسيدن به مطامع خويش به كار گيرند . « 3 »
دفاع حضرت از عثمان و تلاش در دفع قتل او ، بدين معنا نيست كه حضرت از خلافكارىهاى شنيع عثمان و دار و دستهء اموى سكوت كرده و دم فروبسته بود ، يا خطرى كه اسلام را تهديد مىكرد و كيان اسلام را هدف قرار داده بود ، ناديده گرفت ، بلكه به طور مستمر و على الدّوام فرياد خويش را در مقابل آن بلند كرده ، خطاهاى آنان را گوشزد مىكرد . در مناسبتهاى چندى سعى نمود كه
هامش
( 1 ) . الصواعق المحرقه ، ص 53 ؛ النصائح الكافيه ، ص 88 ، ( نقل از : دارقطنى ) .
( 2 ) . نهج البلاغهء عبده ، ج 2 ، ص 261 ؛ مصادر نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 189 از منابع بسيار ؛ بهج الصباغه ، ج 6 ، ص 79 ، ( نقل از طبرى و در آن آمده : « و الله ما زلت أذب عنه حتى انى لاستحيى . . . ) .
( 3 ) . ر . ك : الغدير ، ج 9 ، ص 69 - 77 .