تأكيد كرده است .
4 . در مورد دفاع حضرت از عثمان ، نظر ديگرى نيز هست كه قابل تقدير مىباشد و شايسته است كه آن را تفسيرى صحيح و موضعى واقعبينانه و منطقى در قبال موضع امير المؤمنين در اين مسأله بدانيم ، نه صرف ايراد اتهام به آن حضرت .
خلاصه ، آنچه مىتوان در توجيه دفاع حضرت از عثمان كافى دانست ، اين است :
اگر چه امير المؤمنين خلافت عثمان را از اساس نامشروع مىدانست و بر همهء كارهاى خلاف و تعدىهايى كه از سوى هيأت حاكمه به طور مستمر سرمىزد ، كاملا واقف بود و به عيان ملاحظه مىكرد كه فساد آنان به اوج رسيده و خطر آن جدى شده و ديگر قابل تحمل و اغماض نيست ، با اين حال ، راه چاره را در اين روش انفعالى خشن نمىدانست و علاج واقعه را بدين طريق مصلحت نمىديد .
حضرت در مورد عثمان فرمود :
« انه استأثر فأساء الأثرة و جزعوا فأساءوا الجزع . . . » « 1 »
عثمان خلافت را براى خود اختيار كرد و در آن استبداد به خرج داد ، خودسرى نمود ؛ پس بد كرد كه چنين امرى را اختيار نموده و در آن استبداد به كار برد و اينان بىتابى كرده ، در اين بىتابى بد كردند . »
امام على عليه السّلام چنين موضعى اتخاذ كرد ، چرا كه روش انقلابيان در قتل عثمان در آن شرايط و با آن وضع خاص نمىتوانست به مصلحت اسلام باشد ، بلكه برعكس باعث مىشد تا ضربهء بزرگ و جبرانناپذيرى بر پيكر اسلام وارد آيد ، زيرا چنين عملى به منفعت طلبان و هواپرستانى كه مترصّد فرصت و موقعيت
هامش
( 1 ) . نهج البلاغهء عبده ، ج 1 ، ص 72 .