مناسب بودند ، فرصت مىداد كه با توجه به آثارى كه سياست حاكم در مفاهيم ، تفكرات ، نظرها و عقايد مردم بر جاى گذاشته ، از جهل و ضعف و شرايط حاكم بر زندگى آنان سود جسته ، به مطامع خويش دست يابند و شعار خونخواهى عثمان سرداده ، آن را دستاويزى براى موضعگيرى در مقابل اسلام - كه در شخص امير المؤمنين عليه السّلام عينيت و تجسم يافته - قرار دهند و در مقابل آن حضرت با وقاحت تمام بايستند و شبهات و تشكيكاتى را در مورد حضرت و اصحاب مخلص وى القا نمايند . از همين مسأله بود كه جنگهاى جمل ، صفين و نهروان - آنطور كه در تاريخ ثبت شده - نشأت گرفت و به وقوع پيوست .
امير المؤمنين عليه السّلام كاملا اين مطلب را درك مىكرد و بر آن وقوف داشت ؛ تا جايى كه آن موقع كه اهالى يمن براى تبريك خلافت به خدمت حضرت مشرّف شدند ، به آنان فرمود :
« انكم صناديد اليمن و ساداتها ، فليت شعرى ، ان دهمنا امر من الأمور كيف صبركم على ضرب الطلا و طعن الكلا « 1 » ؛
شما ريش سفيدان و بزرگان يمن هستيد ، اى كاش مىدانستم اگر روزى مسألهاى بر ايمان پيش آيد و حادثهاى اتفاق بيفتد ، قدرت جنگى شما چقدر است و تا چه اندازه مىتوانيد صبر و پايدارى داشته باشيد و در مقابل دشمن استقامت كنيد ! »
يعنى حضرت از همان موقع ، جنگهايى را انتظار داشت كه مىبايست عليه طمعورزان و منحرفان صورت گيرد .
اين مسائل در آن موقع و بال اسلام و مسلمين بود و مصائب و مشكلات بسيارى به دنبال داشت كه هنوز اسلام و مسلمين از آثار آن رنج مىبرند و در زحمت هستند .
هامش
( 1 ) . فتوح ابن اعثم ، ج 2 ، ص 255 .