افريقا شركت داشتهاند - كافى است . با وجود اين ، بسيارى از كتب تاريخى كه اسامى شخصيتهاى شركتكننده در فتح افريقا را ذكر كردهاند ، نامى از اين دو نبردهاند . در صورتى كه حسنين عليهما السّلام از شخصيتهايى بودند كه ذكرشان در مناسبتهايى اين چنين ، براى سياست حاكم اهميت به سزايى داشت .
اين مطلب به ما مىفهماند كه زير كاسه ، نيمكاسهاى بوده و اطمينان به آنچه گفته مىشود ، بدون تحقيق و كاوش ، كار خوبى نيست و بلكه ظلم به تاريخ و حقيقت است .
ج ) مؤيد مدّعاى ما در عدم شركت حسنين عليهما السّلام در فتوحات ، مطلبى است كه علّامه پژوهشگر ، سيد مهدى روحانى ، بيان كرده است . او مىگويد :
« على عليه السّلام دو فرزندش ، حسن و حسين عليهما السّلام را از شركت در معركههاى جنگ صفين بازداشت . در يكى از روزها امير المؤمنين عليه السّلام متوجه شد كه فرزندش حسن عليه السّلام خود را آماده شركت در كارزار كرده است ، بلافاصله فرمود :
املكوا عنّى هذا الغلام لا يهدنى ، فاننى أنفس بهذين على الموت ، لئلا ينقطع بهما نسل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؛ « 1 »
جلو اين پسر را بگيريد تا با مرگ خود پشت مرا نشكند كه من از آمدن اين دو ( حسن و حسين عليهما السّلام ) به ميدان كارزار دريغ دارم . مبادا با مرگ آنها نسل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قطع شود . »
اين در زمانى است كه امام حسن عليه السّلام اولاد زيادى دارد . حال چگونه ممكن است آن دو را اجازه فرموده باشد كه همراه يك فرمانده اموى يا غير اموى از مدينه خارج شوند ، آن هم در زمانى كه يا فرزندى نداشت و اگر هم داشت
هامش
( 1 ) . نهج البلاغهء عبده ، ج 2 ، ص 212 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 440 ؛ الفصول المهمه ، ص 82 ؛ اختصاص ، ص 179 ؛ تذكرة الخواص ، ص 324 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 244 ؛ ر . ك : المعيار و الموازنه ، ص 151 .