تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
اين امر نمىبينم ، ولى معاويه دروغ مىگويد . به خدا سوگند ! كه من از هر كس نسبت به مردم و رهبرى آنها شايسته‌ترم ، هم در كتاب خدا و هم در زبان پيغمبر خدا ، جز اين كه از آن موقع كه پيامبر رحلت فرمود ، همواره ما اهل بيت او مورد ظلم و ستم بوده‌ايم و در حالت اضطراب و وحشت روزگار گذارانده‌ايم ؛ پس خدا بين ما و كسانى كه در حق ما ظلم كرده‌اند . . . » حضرت بلافاصله پس از بيعت مردم ، به معاويه نوشت : « فليتعجب المتعجب من توثّبك يا معاوية على امر لست من أهله ؛ « 1 » امروز اى معاويه ! جاى شگفتى است كه تو به كارى دست زده‌اى كه به هيچ‌وجه شايستگى آن را ندارى ! » از اين قبيل فرمايشات از حضرت زياد است . از طرف ديگر - همان‌طور كه گذشت - برادرش امام حسين عليه السّلام او را به خاطر به كارگيرى عنصر سازندهء تقيه و تفكر صحيح و درست ستود . هنگامى كه به حسين عليه السّلام گفتند : امام حسن عليه السّلام كسانى را كه پس از صلح ، از وى براى رهبرى انقلاب بر ضد معاويه دعوت كردند ، رد نموده است ، فرمود : « صدق ابو محمّد ، فليكن كل رجل منكم من احلاس بيته ، مادام هذا الانسان حيا ؛ « 2 » ابو محمد راست و درست مىگويد ، تا زمانى كه معاويه زنده است ، بايد هر كدام از شما خانه‌نشينى پيشه كند . » همچنين پس از شهادت برادرش ، امام حسن عليه السّلام ، طى نامه‌اى به مردم كوفه ، از موضع حضرت در قضيهء صلح دفاع كرد و به آنان دستور داد ، تا زمانى كه معاويه
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 34 ؛ بقيهء منابع ، در آينده در گفتارى تحت عنوان : آيا امام حسن عليه السّلام عثمانى بود ؟ در نمونهء شمارهء چهار از شواهد دال بر اين كه وى از حق پدرش دفاع مىكرد ، خواهد آمد . ( 2 ) . اخبار الطوال ، ص 220 و 221 .