تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
و نابودى آن گردد . از اين‌رو به منظور دفع خطرى كه كيان اسلام و اساس آن را تهديد مىكرد ، ضرورت داشت كه جان خود را فدا نمايند و به خطرات و مشكلات تن در دهند ، تا
« يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ »
. « 1 » موضع امام كاظم عليه السّلام در قبال هارون الرشيد در كنار قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تنها يكى از شواهد زيادى است كه مىتوان در اين باره ذكر كرد . موضوع از اين قرار بود كه هارون در كنار قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حضور يافت و براى اين كه وانمود كند خلافتش به خاطر ارتباط نسبى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - چون پسر عموى حضرت بود - شرعى و قانونى است ، عرضه داشت : « السّلام عليك يا ابن عم » . امام كاظم عليه السّلام در مقابل فرمود : « السلام عليك يا ابة » . آرى همين موضع امام ، موجب دست‌گيرى و زندانى شدن حضرت گرديد . امام در زندان ، شكنجه‌ها شد و با صبر و پايدارى و در حال توكل به خداى خويش به شهادت رسيد . حتى آن موقع كه امام حسن عليه السّلام براى اطاعت امر خدا در گروه باطل‌گرايان و در موقعيت تقيه ، ناچار شد با معاويه صلح كند ، با تفكرى عميق و انديشه‌اى ژرف آن را برگزيد و كوشيد تا نه از مسألهء امامت دست بردارد - اگر چه ابن قتيبه چنين نظرى دارد - و نه خلافت را به فراموشى سپارد - آن‌طور كه ديگران گمان كرده‌اند - بلكه از حكومت ظاهرى كناره‌گيرى كرد . « 2 » منظور معاويه از « امر » ، امارت و پادشاهى بود ؛ چرا كه او نجنگيده بود تا روزه بگيرند و نماز بخوانند ، « بلكه جنگيد تا بر آنان حكومت كند و زمام امور را به دست گيرد . » « 3 »
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 82 . ( 2 ) . آل ياسين ، الامام الحسن بن على عليهما السّلام ، ص 108 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 22 ، نقل از : الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 150 - 156 و الصواعق المحرقه ، ص 81 . ( 3 ) . ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 15 و 46 ؛ مقاتل الطالبيين .