حجر بن عدى كندى :
« ان هذا الامر لا يصلح الّا فى آل على بن ابى طالب . » « 1 »
تمامى اين فداكارىها بدين خاطر بود كه به نظر ائمه عليهم السّلام مسألهء امامت ، مسألهء اصلى اسلام بوده . بر اساس اعتقاد به اين اصل است كه مسير انسان و خط فكرى ، سياسى و حتى اجتماعىاش در زندگى مشخص مىگردد . پس سنگ زيرين و اساسى همه مفاهيم و اعتقادات و مسائلى كه به آنها اعتقاد و ايمان دارد و موضعى كه اتخاذ مىكند و سرانجامى كه به آن منتهى مىشود ، « اعتقاد به امامت » است .
بر اين اساس است كه - بنابر تعبير امام حسين « 2 » عليه السّلام به هنگام به خاك سپارى برادرش امام مجتبى عليه السّلام - ائمه عليهم السّلام مىتوانند عنصر مثبت و سازندهء تقيه را به خدمت گيرند و براى دفع گروه باطلگرايان ، با تفكرى ژرف و مبارزهاى درونى راه خدا را انتخاب كنند . « 3 »
امامان عليهم السّلام در همهء مسائل جز امامت و مسائل آن ، از عنصر سازندهء تقيه استفاده كردند ، زيرا به خوبى مىدانستند كه تقيه همهء مسائل را مىتواند حفظ كند ، مگر امامت و احقيت آنان به خلافت را كه ممكن است موجب تضييع
هامش
( 1 ) . البداية و النهايه ، ج 8 ، ص 51 .
( 2 ) . سخنان امام حسين عليه السّلام در كنار قبر برادرش ، بنا بر نقل ابن قتيبه چنين است :
« اى ابا محمد ، خدايت رحمت كند ! اين تو بودى كه حقيقت را ديدى و شناختى و در مقابل گروه باطلگرايان با تفكرى ژرف و مبارزهاى درونى راه خدا را برگزيدى ، به دنيا و زيبايىها و ناگوارىهايش به ديدهء تحقير نگريستى و با دستى پاك و خاندانى پاكيزه در دنيا زيستى و از آن گذشتى و فريبكارىها و خيانت دشمنانت را به آسانى رد كردى و پاسخ گفتى و اين مايهء شگفتى نيست ، چه تو از دودمان رسالتى و از پستان حكمت نوشيدهاى و اكنون به سوى روح و ريحان و بهشت پرنعمت پرواز كردى ، خداى پاداش تو و ما را در اين سوك و مصيبت ، بزرگ دارد و به ما شكيبايى عنايت فرمايد ! » .
( 3 ) . ر . ك : تهذيب تاريخ ، ج 4 ، ص 123 ؛ عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 314 ؛ حياة الحسن بن على عليهما السّلام ، ج 1 ، ص 439 از عيون الاخبار ؛ پيرامون تقيه ر . ك : الصحيح من سيرة النّبى الاعظم صلّى اللّه عليه و آله ، ج 2 ، ص 40 - 46 .