تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
« بلكه عبد الملك در مورد بنى فلان بر اساس آن قضاوت كرد . » « 1 » 20 . كسى به مروان اعتراض كرد كه چرا منبر را بيرون برده است ، در حالى كه كسى از پيشينيان آن را بيرون نمىبرد ، و چرا قبل از نماز خطبه را شروع و در اثناى آن جلوس كرده است ؟ مروان به او گفت : « آن سنت متروك شده است . » « 2 » 21 . كار به جايى رسيد كه بعضى مدّعى شدند : هر كس با حجّاج مخالفت كند ، با اسلام مخالفت كرده است . « 3 » همچنين مطالبى از اين قبيل كه فعلا مجال تتبع آن نيست . « 4 » از طرف ديگر ادعا كردند : بر خليفه وحى نازل مىشود ، خليفه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله افضل است ، بر حجاج و خلفا وحى نازل مىشود و . . . . چه راست فرمود امير المؤمنين عليه السّلام آن‌گاه كه در نامهء خود به مالك اشتر نوشت : « فانّ هذا الدين قد كان أسيرا فى أيدى الأشرار ، يعمل فيه بالهوى ، تطلب به الدنيا ؛ « 5 » اين دين در دست بدكرداران گرفتار بود ، در آن ، بر پايه هوا و خواهش نفس كار مىكردند و به نام دين ، دنيا را مىخوردند . »

مبارزهء ائمه عليهم السّلام با توطئهء شوم

روش‌هايى را كه پيشوايان ما در راه مبارزه با اين توطئهء شوم و پليد در پيش
هامش
( 1 ) . المصنف ، ج 9 ، ص 188 ؛ سنن بيهقى ، ج 6 ، ص 174 . ( 2 ) . المصنف ، ج 3 ، ص 388 . ( 3 ) . لسان الميزان ، ج 6 ، ص 89 . ( 4 ) . المصنف ، ج 11 ، ص 258 و 259 ؛ و نيز ج 9 ، ص 88 و 475 و 476 ؛ طبقات ، ج 2 ، ص 134 - 136 . ( 5 ) . نهج البلاغهء عبده ، نامهء 53 .