محقق را به نام الغروية فى شرح الجعفرية شرح كرده و بعضى پنداشتهاند اين عالم مؤلف كتاب تأويل الآيات الظاهرة فى فضائل العترة الطاهرة است .
از شاگردان او شيخ على بن عبد العالى ميسى است كه شهيد ثانى به توسط اين بزرگوار از محقق كركى روايت مىكرده بنابراين كسى كه پنداشته است شهيد بدون واسطه از محقق كركى روايت مىكرده پندار نادرستى بوده است « 1 » .
و از شاگردان او ملا كمال الدّين درويش محمّد بن شيخ حسن عاملى است كه بنا به تصريح استاد استناد ما در اربعينش ملا كمال الدّين جد مادرى پدرش ملا محمد تقى مجلسى ( ره ) مىباشد از آخر وسائل الشيعة شيخ معاصر قدس سره استفاده مىشود كه شيخ على كركى از شيخ شمس الدّين محمد بن خاتون روايت مىكرده است و همچنين شيخ عبد النبى جزائرى از شيخ على كركى روايت داشته است و اين هر دو احتمال خالى از تأمل نخواهد بود .
محقق كركى از گروهى از علماى روزگارش از قبيل على بن هلال جزائرى روايت مىكرده است و عدّه معدودى هم از وى روايت داشتهاند از جمله شيخ زين الدّين الفقعانى است و بهطورىكه از اجازهء شيخ محيى الدّين احمد بن تاج الدّين كه به ملا محمود بن محمد بن على گيلانى برمىآيد فقعانى از محقق كركى اجازه داشته است « 2 » .
هامش
( 1 و ، 2 ) - ابن عودى در شهيديه مىنويسد : در سال 942 هجرى شيخ زين الدّين فقعانى در خواب ديد در روستاى بصّه كه واقع در ساحل دريا مىباشد با گروهى همراه بود ، در آن حال مرد صاحب هيبتى كه كوزهء آبى در دست داشت وارد شد ، سر كوزه را باز كرد شهيد ثانى كوزه را دم دهان گرفت و آن شخص هم كوزه را در دست گرفته بود ، شهيد از آن كوزه آب مىآشاميد فقعانى مىپرسد اين مرد كى است ؟ در جواب مىگويند شيخ على بن عبد العالى كركى است . در ذيل همين رؤيا اظهار مىدارد : شيخ ما شهيد ثانى بواسطه از شيخ على كركى روايت مىكرده است و در پاورقى ذيل همين موضوع نوشته است : به گمانم شيخ شهيد با محقق كركى ملاقات كرده باشد و از وى اجازه گرفته است و ملاقاتش در اوائل سنش اتفاق افتاده باشد و اجازه را به خط او در شرح جعفريه ديدهام و تاريخ آن سوم رجب سال 934 هجرى بوده است . در آن سال شيخ شهيد به مسافرت هم نرفته بود و ممكن است اجازهء مربوط به زين الدّين عاملى ديگرى باشد - م .