بوده است . او از معاصران ابن جمهور لحساوى و شيخ على كركى و همتايان آنها بوده .
از آثار اوست كتاب : النور المنجي من الظلام فى حاشية مسلك الافهام ابن جمهور مذكور .
و خود ابن جمهور در آغاز شرحى كه بر رساله مسلك الافهام خود تدوين نموده و آن را به نام المجلى فى مرآة المجنى ناميده وى را به علم و فضل ستوده است .
ملا فخر الدّين على معروف به صفى بن ملا كمال الدّين حسين كاشفى واعظ بيهقى سبزوارى
وى فاضلى كامل و شاعرى شيواگفتار بود و مانند پدرش از بزرگان دانشوران بشمار مىآمد و از علم جفر و حروف و اعداد و علوم غريبه باخبر بود جز اينكه پدرش از وى دانشمندتر و از علوم مختلف بهرهورتر بود .
فخر الدّين از دانشوران روزگار شاهتهماسب صفوى بلكه از اعلام زمان شاه اسماعيل بشمار آمده است .
از آثار او كتاب لطائف الطوائف است كه به پارسى تأليف كرده و مشتمل بر نظائر و افسانههاى ظريفى است « 1 » و نسخهاى از آن در اختيار ما مىباشد .
هامش
( 1 ) - اين كتاب در روزگار ما به طبع رسيده است و آقاى احمد گلچين معانى كه از محققان نويسندگان عصر حاضر است مقدمهء مفصلى در شرح حال ملا على صفى و پاورقىهاى محققانه بر آن كتاب مرقوم داشته است . اكنون خلاصهاى از آن در اينجا آورده مىشود . فخر الدّين على فرزند ملا حسين كاشفى كه از سوى ملا حاجى به صفى الدّين ملقب گرديده است و همان را هم تخلّص خود قرار داده از عرفاء و ادباى باذوق قرن نهم هجرى بوده است . او داماد محمد اكبر معروف به خواجه كلان فرزند سعد الدّين كاشغرى و از فقراى نقشبنديه است و پس از پدرش به وعظ و ارشاد مىپرداخت و اشعارى نمكين مىگفت . اين رباعى از اوست :اى مانده ز بحر علم بر ساحل عين * در بحر فراغت است و بر ساحل ، شين
بردار صفى نظر ز موج كونين * آگاه ز بحر باش بين النفسينفخر الدّين در مسجد جامع يثرب منبر مىرفت و با كمال درويش منشى رفتار مىكرد و در سال -