اردبيلى قدّس سرّه از ابن صائغ روايت مىكرده است .
يادآورى مىشود : نسب ابن صائغ را بهطورىكه در آغاز سرگذشتش نوشتم موافق با همان نسبى است كه خود او در اواخر مجلّد اول از شرح ارشاد يادشده نوشته است . و اين شرح از آغاز كتاب تا آخر كتاب صوم مىباشد ، و من آن را در قصبهء دهخوارقان از نواحى تبريز ديدهام ، شرحى نيكو و پسنديده است و آن را به نام مجمع البيان فى شرح ارشاد الاذهان موسوم گردانيده است و سال 979 هجرى به تأليف آن اقدام كرده و نسخهء يادشده بر او قرائت شده است .
از برخى از مواضع استفاده مىشود : ابن صائغ دو فقره شرح بر ارشاد داشته است يكى شرح صغير و ديگر شرح كبير و شرحى كه بر شرايع نوشته است در چند مجلد بوده است . نسخه برخى از مجلداتش در نزد ما موجود است و شرح ارزندهاى مىباشد .
مؤلف گويد : جزّينى منسوب به جزّين است ، با زاء نقطهدار مشدّد . پيش از اين نوشتيم جزّين نام قريهاى است در جبل عامل كه شيخ شهيد از آن قريه بوده است .
يادآورى مىشود : پيش از اين ذيل سرگذشت شهيد ثانى خوابى را از شيخ محمّد جبّانى نقل كرديم كه دليل بر سرانجام پسنديدهء اين سيّد بوده است .
كلمهء صائغ را در آثارى چندى با صاد بىنقطه و همزه و غين نقطهدار ضبط كردهاند و در بعضى از مواضع ديگر با نون و عين بىنقطه آوردهاند ( صانع ) .
سيد على بن عبد الحسين موسوى حلّى
وى در دهكدهاى به نام بنشيا مىزيسته و متكلمى فاضل و عالمى كامل و بزرگوار
هامش
- دست نيافتم و از چكامهاى كه صاحب معالم در سوگ او گفته پيداست كه بايد پس از صاحب معالم وفات يافته باشد . اعيان الشيعة ، مجلد 8 ، مىنويسد : ابن صائغ در شب سهشنبه يازدهم ماه رجب در سال 980 هجرى در قريه صديق ( تبنين ) مدفون گرديد و اين ابيات بر لوحهء قبر او نوشته شده است :سل القبر هل يدرى به من حلّ عنده * و ذكره فالذكرى لذى الجهل تنفع
و قل صرت للداعين يا قبر مشعرا * و فيك لاهل الشرع يا قبر مشرع
و فيك امرؤ للعلم و المجد مجمع * على فضله بين البرية مجمع