آن نوشته است و ظاهرا شفيهنى منسوب به يكى از قريههاى جبل عامل بوده و ممكن است كتاب ديگرى هم داشته باشد .
شيخ على بن حسين بن على رازى
بطورىكه از آغاز بشارة المصطفى به دست مىآيد : شيخ على از مشايخ محمد بن ابو القاسم طبرى بوده است و طبرى در سال 518 هجرى در محل درب مسلخگاه رى به املايى كه از لفظ او داشته است از وى روايت مىكرده و خود او از ابو عبد اللّه حسين بن محمد بن نصر حلوانى در غره ماه ربيع الآخر در سال 481 هجرى در خانهاش واقع در كرخ بغداد از املاء حفظى او روايت كرده و او از سيد اجلّ سيّد مرتضى علم الهدى در بغداد در خانهاش واقع در مركبة زلزل در ماه رمضان سال 429 هجرى روايت نموده و او از ابو الحسن بن موسى از پدرش موسى بن محمد از پدرش محمد بن موسى از پدرش موسى بن ابراهيم از پدرش ابراهيم بن موسى از پدرش موسى بن جعفر الكاظم عليه السّلام روايت مىكرده است .
مؤلف گويد : از ظاهر امر پيداست كه سادات يادشده پدران و نياكان سيّد مرتضى بودهاند ، لذا بايستى به جاى ابو الحسن ( ابو الحسين ) گفته شود ، مگر با دقتى كه بشود لفظ ( ابى ) را مضاف به ياء متكلم بدانيم .
شيخ على بن حسين بن احمد بن طحال مقدادى
وى فاضلى دانشور و بزرگوار بود و تا حال حاضر به اثرى از او دست نيافتهام .
آرى او همان بزرگوارى است كه به توسط پدرش معجزهاى كه از روضهء مقدسهء علويه ظهور كرده بوده نقل كرده و آن را به همين سند اصحاب ما در كتابهاى خود آوردهاند و پدرش نيز از فضلا بوده و از شيخ ابو الحسن محمد فرزند شيخ طوسى بهطورىكه در سرگذشت شيخ ابو على يادآورى شده است روايت مىكرده . بنابراين مشار اليه تا حدّى همدرجه با ابن شهرآشوب بوده است .
و گاهى نيز پدرش از جدّش روايت مىكرده و جدّش از مجاوران روضهء مباركه