باشد . يادآورى مىشود بهطورىكه به خاطر دارم جاست يكى از روستاهاى قم است كه هماكنون موجود مىباشد .
شيخ ابو الحسن على بن حسين شفيهنى « 1 »
وى شاعرى شيوا گفتار و فاضلى دانشور بوده است و كتاب ديوانى دارد و چكامهاى از سرودههاى او كه در ستايش از حضرت مولى على عليه السّلام سروده و صنعت تجنيس را در آن رعايت كرده است در نزد ما موجود مىباشد و شهيد شرحى بر
هامش
( 1 ) - امل الآمل ، ج 2 ، ص 190 مىنويسد : شيخ على شفيهنى حلّى فاضلى شاعر و اديب بود .
مدايح بسيارى در ستايش از حضرت امير المؤمنين و ائمه طاهرين ( ع ) سروده است . اعيان الشيعة مىنويسد : او سرايندهاى شيواگو و نيرومند بود ، چكامههاى زيادى در مدايح حضرت مولى و ائمه ( ع ) سروده است و ما به هشت قصيده از آنها دست يافتهايم . از مجالس المؤمنين نقل كرده است على بن حسين شفيهنى حلّى از سرايندگان و فضلاى متأخر است . قصائد غرائى دارد ، يكى از آنها را كه در مدح حضرت مولى بوده است شهيد اول شرح كرده است و هنگامى كه وى متوجه مىشود شهيد به شرح قصيدهء او پرداخته است ده بيت شعر در ستايش از وى به منظور قدردانى از مقام مقدس شهيد سروده و تقديم حضور مىدارد . مؤلف رياض از وى در دو جا نام برده است ( يكى در فوق ترجمه شد و دومى در مجلد چهارم به نام على شفيهنى ) مؤلف اعيان ظاهرا متوجه به دو شخص است كه يكى از آنها ممكن است با ابن فهد حلى معاصر باشد و ديگرى با شهيد ، و حالآنكه هر دو شخص يكى است و قصيدهاى كه شيخ شهيد به شرح آن اقدام كرده در ضمن 38 بيت سروده شده و مطلع آن اين است :يا روح قدس من اللّه البديء بدا * و روح انس على عرش العلى بداتمام قصيده در اعيان آمده و هشت بيت آن را امل الآمل يادآورى كرده و مؤلف هم در مجلد چهارم همان ابيات را بازنويس كرده است و ديگر از قصائدش كه در اختيار علامه امين بوده در اعيان آورده شده است و در ذيل نسبت او مىنويسد مترجم از مردم حلّه بوده نه از اهل جبل عامل و مؤلف رياض و بعضى ديگر او را عاملى دانسته و همين معنى هم باعث شده صاحب روضات به اشتباه افتد و او را عاملى معرفى كند .
مؤلف اعيان مىنويسد بعضى گفتهاند شفيهنى در حدود 700 يا در سال 700 هجرى درگذشته است و پس از مطالبى اظهار داشته وى از فضلاى قرن هشتم هجرى مىباشد و تاريخ صحيحى براى او نقل نكرده است - م .