استرآبادى از سيّد مرتضى ابو سعيد حسن بن عبد اللّه بن محمد بن على اعرج حسينى از شيخ فخر الدّين فرزند علّامه حلّى از علّامه روايت مىكرده است . و ملا رضى الدّين عبد الملك بن شمس الدّين اسحاق بن رضى الدّين عبد الملك بن محمّد بن فتحان واعظ قمى از وى روايت داشته است و ابن ابى جمهور در توصيف از او چنين گفته است :
المولى الاعظم الامجد الاكرم غرّة العلماء زين الملّة و الدّين على الاسترآبادى .
مؤلف گويد : حقيقت آن است كه مترجم حاضر با ملا زين الدّين على بن حسن ( حسين ) بن محمد استرآبادى كه ازاينپس به گزارش حال او اشاره خواهد شد متّحد بوده باشد ، چه آنكه اين دو تن در درجه و اسم و لقب و شهر يكسانند و همچنين مترجم حاضر با ملا زين الدّين على بن محمد استرآبادى كه نام برده خواهد شد متّحد مىباشد .
ملا عماد الدّين على بن ( . . . ) استرآبادى
وى فاضلى دانشور و متكلمى منطقى و بنام است و از متأخّرين اماميّه بشمار مىآيد . ممكن است با ملاحظهاى كه بشود از علماى اوائل دولت صفويه بوده باشد .
از آثار او حاشيهاى است بر شرح مطالع قطب رازى و متعلقات آن و همچنين حاشيهاى است بر شرح شمسيهء وى .
ظاهرا مترجم حاضر همان مولا عماد الدّين على استرآبادى بوده باشد . در بخش دوم از وى نام مىبريم . و هم ممكن است عماد الدّين على شريف قارى استرآباد باشد كه به شرححالش اشاره مىكنيم . شريف قارى در روزگار پادشاهان صفويه مىزيسته است و اتحاد وى با شخص اخير به قاعده نزديكتر و اين معنى در ذيل گزارش احوال شريف قارى ايراد خواهد شد .
اسكندر بيك در تاريخ عالمآرا مىنويسد : ملا عماد الدّين على استرآبادى از مردم استرآباد است و در علم قرائت و تجويد كمال مهارت را داشته است و رسالههاى مختصر و مفصّلى دراينباره تحرير نموده و در روزگار شاهتهماسب صفوى در زمرهء دانشوران بوده است و بىاندازه مورد احترام قرار مىگرفته و نيازمنديهاى اهل علم و بينوايان و مستحقان را به اطلاع شاه مىرسانيده و مقبول پيشگاه او واقع مىشده است و در ميان