علامه در بخش دوم از خلاصه « 1 » مىنويسد : ابو القاسم ، على بن احمد كوفى .
شيخ طوسى مىنويسد : ابو القاسم دانشورى امامى و راسترو بوده و كتابهاى ارزنده و استوارى تأليف كرده است و كتابهايى هم كه احساس غلو و اختلاط حقيقت با غير از آنها مىشود برنگاشته است و مقالهاى هم به وى منتسب مىباشد . از نجاشى نقل كرده است كه ابو القاسم از آل ابى طالب است و در آخر عمر كارش به غالىگرى كشيد و مذهب فاسدى را براى خود برگزيد و كتابهاى زيادى نگاشت كه حد اكثر آنها دليل بر تباهى مذهب او مىباشد و در محلى به نام گرمى كه فاصله آنجا تا شيراز بيست و اندى فرسخ بوده است در ماه جمادى الاولى سال 352 هجرى درگذشته است و غاليها براى او مراتب عاليهاى قائل مىباشند .
از ابن غضائرى نقل كرده است : ابو القاسم على بن احمد كوفى مدّعى علويها مردى بس دروغگو و غالى بود و مؤلف بدعت و مقاله است . كتابهاى بسيارى از او ديدهام كه هيچكدام آنها قابل توجه نمىباشد .
علامه پس از بيان نظريات گفته است : ابو القاسم همان مخمّس و مؤلف البدع المحدثه است و ادعا مىكرده از فرزندان هارون بن كاظم عليه السّلام است .
تخميس از نظر غاليها عبارت است از سلمان فارسى ، مقداد ، عمّار ، ابو ذر و عمرو بن اميه ضمرى به عقيدهء غاليها اينان افرادى هستند كه كارهاى مردم و امور عالم به عهدهء ايشان واگذار شده است و ابو القاسم را بدان جهت مخمّس به كسر ميم ثانى ستوده است كه او هم همين عقيده را برگزيده است « 2 » .
مؤلف گويد : مرادش از گرمى همان آب گرم است كه در نزديك شهر فسا واقع شده است . از آثار ابو القاسم كوفى كتاب استظهار است . اين كتاب را شيخ حسين بن
هامش
( 1 ) - خلاصة الاقوال ، ص 223 .
( 2 ) - واقعا معقول است كه ابو القاسم كوفى باآنهمه كمالاتى كه داشته است كارسازى جهان را به دست پنجنفرى بداند كه آنها خود را فدائى اسلام و اولاد پيغمبر دانستهاند و هرگاه چنين عقيدهاى را مىداشت بايستى آباء گرام خودش را كه ازهرجهت كامل بودهاند كارساز جهان بداند نه آنها را مگر آنكه معنى غالى غير از آن باشد كه به وى نسبت دادهاند - م .