و چنين مرقوم داشته باب پنجم در مقنع در امامت است و اين رسالهاى است كه شيخ رئيس مفيد عالم عبيد اللّه بن عبد اللّه سدآبادى رحمة اللّه تعالى تأليف كرده و ما آن را در اينجا از كتاب جمل العلم و العمل سيد كبير و خلف سلف طاهر و ستارهء درخشان علم الهدى ذو المجدين مرتضى قدّس اللّه روحه و نوّر ضريحه يافتيم ، از نسخهاى كه در آخر كتاب بوده و كاتب آن چنين نوشته است : خاتمه استنساخ اين نسخه در ماه شوال سال 581 هجرى در مشهد مقابر قريش كه بر ساكنش درود باد اتفاق افتاده است .
مؤلف گويد : ممكن است سقطى در عبارت مجموع الرائق واقع شده باشد زيرا به گمانم سيد مرتضى متقدم بر اين سيد بوده است . آرى ، سيد مرتضى هم رسالهاى به نام المقنع در غيبت تأليف كرده است و ممكن است مرادش از المقنع كه تأليف سيد مرتضى است همين المقنع باشد كه در غيبت تأليف شده است . علاوه بر اين درست نيست سيد مرتضى همگى المقنعه حاكم يادشده را در رسالهء جمل العلم و العمل آورده باشد و نسخى كه از كتاب جمل العلم و العمل ديدهايم چنين رسالهاى در آن آورده نشده است .
در هر حال در طى همين رساله كه در مجموع الرائق آمده است مىنويسد : رئيس ابو يحيى بن وزير مغربى در ضمن اشعارى كه حاكى از حال قوم بود و خود سروده بود چنين بيان كرد تا به آخر . . .
مؤلف گويد : مراد شرح حال اصحاب پيغمبر اكرم ( ص ) است كه در واقعهء سقيفه و شورى و امثال آن اتفاق افتاده است .
و باز در اثناى همان رساله گويد : خبر داد به من ابو الحسن بن زنجى لغوى بصرى در بصره در سال 433 هجرى از ابو عبد اللّه نميرى از ابن دريد ازدى و خبر داد مرا ابو الحسين على بن مظفر علامه بندينجى در بصره از ابو احمد بن عبد اللّه بن سعيد عسكرى از ابن دريد ازدى از ابو حاتم سيستانى از اصمعى از ابو عمرو بن العلاء كه ابو ذويب هذلى گفت به اطلاع ما رسيد كه رسول خدا ( ص ) تا به آخر حديث . . .
مؤيد نظر ما آن است كه سيد مرتضى در سال 355 هجرى متولد شده و در سال 433 هجرى رحلت كرده است . بنابراين درست نيست كه در آن سال از نميرى روايت
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٥٩