در اين فصل به پارهاى از آنچه علماى اهل سنت راجع به فضيلت روز غدير روايت كرده و در كتابهاى خود ايراد كردهاند اشاره نمائيم . سپس گفتار خود را در اين فصل دنبال كرده تا آنجا كه مىنويسد : از آن جمله كتابى است كه ابو سعد مسعود بن ناصر سيستانى كه مخالف اهل بيت بوده است در كتاب الدراية لحديث الولايه ياد كرده است و از آن جمله است آنچه را كه محمد بن جرير طبرى مؤلف تاريخ كبير در كتاب الرد على الحرقوصية نوشته است . و نيز از آن جمله است آنچه را كه ابو القاسم عبيد اللّه بن عبد اللّه حسكانى در كتابى به نام دعاء الهداة الى اداء حق الموالات نوشته است . و از آن جمله است آنكه در روزگارش نظير نداشت ، ابو العباس احمد بن سعيد بن عقده حافظ ، كه او را خطيب بغدادى تزكيه كرده و به دانش او اعتراف كرده است در كتاب تاريخ بغداد خود مىنويسد : وى كتابى به نام حديث الولاية تصنيف كرده است .
اين است آنچه را از اقبال ابن طاوس نقل كرديم و پوشيده نيست كه سياق كلام او حاكى از آن است كه وى معتقد است حاكم ابو القاسم مترجم حاضر از علماى عامه است و ما مطالب يادشده را از ابن طاوس به آن جهت ايراد كرديم تا معلوم كنيم كه كلام وى دليل بر آن است كه حاكم از سنيان بوده است و آشكارتر از آنچه از وى ايراد كرديم آن است كه وى پس از پنج ورق در كتاب اقبال مىنويسد : حاكم عبيد اللّه بن عبد اللّه حسكانى كه از بزرگان علماى اهل سنت است در كتاب دعاء الهداة الى اداء حق الموالات مىنويسد : حديث زير را نزد ابو بكر بن محمد صيدلانى نقل كردم و او هم به صحت آن اقرار نموده و حديث آن است كه : خبر داد ابو محمد عبد اللّه بن احمد بن جعفر شيبانى از عبد الرحمن بن حسين اسدى از ابراهيم بن حسين كسايى از فضل بن دكين از سفيان بن سعيد از منصور بن ربعى از حذيفه بن يمان گفت : رسول خدا ( ص ) خطاب به على عليه السّلام فرمود : من كنت مولاه فهذا على مولاه تا به آخر حديث .
و نيز از فحواى كلام سيد در طرائف برمىآيد كه مؤلف كتاب شواهد التنزيل يعنى حسكانى از علماى اهل سنت بوده است « 1 » .
هامش
( 1 ) - در طرائف ذيل : صعوده على منكب النبى ( ص ) ، به مناسبت صحت آن مىنويسد : نام عدهاى -