جهت بوده كه علماى حديث در اصطلاح خود اين لفظ را به كسى كه - تا به آخر « 1 » . . .
از آثار حاكم حسكانى بهطورىكه بيان خواهد شد كتاب دعاء الهداة الى اداء حق الموالات است .
لازم به تذكر است كه كتاب شواهد التنزيل وى كتاب معروفى است و در حال حاضر نسخهاى از آن كتاب در اختيار اولاد استاد استناد ( مجلسى ) و همچنين نسخهء ديگرى از آن در اصفهان در كتابخانهء فاضل هندى مىباشد .
و استاد استناد در آغاز بحار كتاب شواهد التنزيل را چنين تعريف كرده است : اين كتاب از حاكم ابو القاسم عبيد اللّه بن عبد اللّه حسكانى است . ابن شهرآشوب در كتاب معالم العلماء از حسكانى ياد كرده و اين كتاب را به وى نسبت داده و از آن تمجيد نموده است . پايان كلام استاد ايده اللّه تعالى .
سپس استاد معظم سلمه اللّه در فصل دوم مقدمهء بحار مىنويسد : كتاب شواهد كتاب ارزندهاى است و مشتمل بر آياتى است كه در شأن اهل بيت عليهم السّلام نازل گرديده است و بسيار اتفاق افتاده است كه طبرسى و ديگر از اعلام از آن كتاب رواياتى نقل كردهاند .
و باز او كه خدايش سالم بدارد در ذيل كتاب تفسير فرات بن ابراهيم مىنويسد :
حاكم ابو القاسم حسكانى در شواهد التنزيل و امثال آن از وى روايت مىكند .
مؤلف گويد : از اتفاقات شگفتآور آنكه سيد حسين بن مساعد حائرى در كتاب تحفة الابرار ابو القاسم حسكانى مترجم حاضر را از علماى اهل سنت برشمرده است .
سپس كتابى را كه دربارهء بالا رفتن امير المؤمنين على عليه السّلام بر فراز شانهء مبارك رسول خدا و شكستن بتها نوشته شده به وى نسبت داده است .
و همچنين سيد جليل ابن طاوس در كتاب اقبال ، حاكم ابو القاسم را از علماى عامه بشمار آورده و در ضمن گفتگو از عمل روز غدير مىنويسد :
هامش
( 1 ) - ما بقى آنچه را مؤلف دربارهء حاكم نوشته است در نسخه حاضر نمىباشد در ريحانه اول مىنويسد حاكم در اصطلاح اهل حديث كسى را گويند كه به تمامى احاديث و اخبار محيط بوده و همهء آنها را با متن و سند آنها در حفظ داشته باشد ( اگر باشد ) - م .