تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
روم وى را دستگير نموده به زندان فرستاد و همچنان در زندان به سر مىبرد تا درگذشت . براى تحقيقات بيشتر به تواريخ صفويه بايد مراجعه كرد . تاريخ عالم‌آرا مىنويسد : حد اكثر سادات عظام عبد الوهابيه در تبريز به سر مىبردند و برخى از آنها در اين روزگار در يزد و كاشان و اصفهان زيست دارند و امير عبد الوهاب نياى بزرگ ايشان كه اين سلسله به وى پيوند دارد سيدى جليل القدر و بزرگ‌مقام بود و در پيشگاه پادشاهان روزگارش از عزت عظيمى برخوردار مىشد و سمت دامادى سلطان يوسف ميرزا بن حسن پادشاه را عهده‌دار بود . ممكن است سيد امير عبد الوهاب عبدالوهابى « 1 » از اولاد سيد امير عبد الوهاب و از نوادگان سلطان يوسف بوده باشد . عبدالوهابى معاصر با شاه‌تهماسب بود و به خاطر قرابتى كه اولاد وى با سلطان يوسف داشتند توليت اوقاف بقعهء حسن پادشاه كه واقع در ميدان صاحب‌آباد تبريز و مشهور به نصريه است بيشتر اوقات در اختيار اين سلسله بوده و اكنون هم در دست فرزندان اوست . و از اين سلسله است سيد [ . . . ] « 2 » كه سيدى جليل القدر و رفيع مكان و دين‌دارى پرهيزكار بوده است و ارتباط و خويشاوندى نزديكى با دختران سلسلهء جهان‌شاهيه داشته است . اين سيد در فتنهء روميها و توجه آنان به آذربايجان و تبريز به عراق آمد و پس از آن مدت زمانى امور شرعى كاشان را عهده‌دار شد و در اواخر كار منصب قضاوت اصفهان را متعهد گرديده بود . اين بود خلاصه‌اى از آنچه در بعضى از نسخه‌هاى تاريخ عالم‌آرا مرقوم داشته است « 3 » . مؤلف گويد : به گمان من سيد امير عبدالوهابى كه سادات وهابيه به وى مىپيوندند آن سيدى نيست كه در روزگار شاه‌تهماسب مىزيسته و هنگامى كه سلطان سليم عثمانى به تبريز آمده همراه او به تبريز آمده و پس از آنكه شاه‌تهماسب او را از دست عثمانيها رهايى داده به‌عنوان سفارت و ايلچىگرى به عثمانى فرستاده است ؛ بلكه
هامش
( 1 ) - در تاريخ عالم‌آرا نام او را سيد حسن بيك نوشته است - م . ( 2 ) - در همان تاريخ نام او را مير نعمت اللّه ياد كرده است - م . ( 3 ) - در نسخه مطبوع عالم‌آرا نيز آنچه را مؤلف ايراد كرده است ايراد شده است - م .