واجب الاعتقاد مىباشد و اين كتاب را كفعمى در حواشى مصباح خود به وى نسبت داده است و رسالهء واجب الاعتقاد در اصول و بخشى از عبادات است كه از آثار علامهء حلّى بوده و نعمانى آن را شرح كرده و نسخهء كهنى از آن شرح در نزد ما موجود مىباشد و من تا حال حاضر به چگونگى زندگى او دست پيدا نكردهام و به گمان من عبد الواحد شاگرد شهيد و يا شاگرد شاگردان بوده باشد و گمان مىكنم كه عبد الواحد از نوادگان نعمانى مؤلف كتاب الغيبة بوده باشد .
عبد الواحد تنها بحث اصول الدّين رسالهء واجب الاعتقاد را شرح كرده و به شرح بحث عبادات آن رساله كه در فروع بوده نپرداخته است .
شيخ ابو الفضل عبد الواحد بن محمد بيّع بن احمد طالقانى
وى از اكابر علما بوده است و گاهى در نسب او تخفيف داده مىشود و او را عبد الواحد بن محمد معرفى مىكنند و با دقتى كه در شرح حال او مىشود گمان تعدد نخواهد بود .
طالقانى از شيخ مفسّر ابو سعد اسماعيل بن على بن حسين سمّان حافظ روايت مىكرده و نوادهاش شيخ ابو الفتح محمود بن عبد الكريم بن شيخ ابو الفضل عبد الواحد يادشده از او روايت داشته است .
و بطورىكه از نخستين سند كتاب اربعين شيخ منتجب الدّين برمىآيد شيخ منتجب الدّين به توسط نوادهء يادشدهاش از وى روايت مىكرده است ليكن منتجب الدّين در فهرست از او ياد نكرده است . اين امر قابل تأمل است .
يادآورى مىشود منتجب الدّين در طى بعضى از اسانيدش با دو واسطه از سيد ابو طاهر محمد بن احمد جعفرى از عبد الواحد بن محمد از حسين بن اسماعيل از عيسى بن ابى حرب از يحيى بن ابى بكر از جعفر بن زياد از هلال صيرفى از ابن كثير اسدى از عبد اللّه بن اسعد بن زراره از پدرش از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت مىكرده و اين سند قابل تأمل است « 1 » .
هامش
( 1 ) - اعلام الشيعة ، سدهء 6 ، ص 169 .