تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
قطب راوندى در بسيارى از سندهاى كتابش ( نوادر ) از وى ياد كرده است و سيد فضل اللّه راوندى شاگرد شيخ ابو على فرزند شيخ طوسى هم بلاواسطه از وى روايت مىكرده . يكى از فضلا گويد : شيخ ابو محاسن نخستين دانشورى است كه به الحاد گروه باطنيها فتوا داده است چه آنكه آنها مىگفتند براى اينكه مردم هرچه بهتر به راه خدا و اصل گردند بر آنهاست كه در اسرع وقت معلمى براى خود اختيار نمايند و اعتقاد آن معلّم اين بوده كه اظهار مىداشته تنها وظيفهء شاگردان آن است كه از من اطاعت كنند و خطاب به آنان مىگفته پس از اطاعت از من در اطاعت از ديگران مخيّريد ، اگر خواستيد از آنها اطاعت كنيد و اگر نخواستيد اطاعت نكنيد . زمانى كه رويانى به قزوين رفت به الحاد باطنيها فتوا داد و به مردم قزوين سفارش نمود از باطنيها كه مردم قزوين با آنان آميزش داشتند اجتناب كنند و اضافه كرد اگر با آنان معاشرت كنيد ، از آنجا كه ايشان مردم حيله‌گرى هستند از راه خدعه‌گرى و مكر ميان شما ايجاد خلاف و فتنه خواهند كرد و حقيقت هم همان بود كه رويانى به اطلاع آنان رسانيده بود و شدت اجتناب از آنان را تا آنجا اهميت مىداد كه مىگفت هرگاه پرنده‌اى از سوى باطنيها به‌سوى شما به پرواز درآمد آن را بكشيد و زنده نگذاريد . هنگامى كه رويانى از قزوين عازم رويان گرديد به مجردى كه وارد شهر رويان شد باطنيها به‌طورىكه خوى ديرينهء آنها بوده يكى از فدائيان خود را برگماشتند تا او را
هامش
- زادگاهش از محضر پدر و جدّش استفاده كرده و در نيشابور ، ميافارقين ، آمل ، بخارا ، غزنه و مرو و امثال اين‌ها از مشايخ ديگر از قبيل ناصر مروزى و محمد بن بيان كازرونى و عبد الله بن جعفر خبازى و ابو غانم احمد كراعى و ديگران استفاده كرده و گروه زيادى از جمله ابو طاهر سلفى از وى روايت داشته‌اند و به لقب فخر الاسلام ملقب بوده و آثارش همه را به خود متوجه نموده است و در حفظ مذهب ضرب المثل بوده است و خواجه نظام الملك به وى احترام زيادى مبذول مىداشت و همهء مورخان و دانشوران او را به بزرگى و عظمت ياد كرده‌اند و قضاوت طبرستان را به عهده داشته و تدريس نظاميه طبرستان را در اختيار داشته است و آثار او عبارت است از البحر ، الفروق ، الحليه ، التجربة ، المبتدا ، حقيقة القولين ، متقاضى الشافعى و الكافى و امثال اين‌ها . و نيز ر ك : اعلام الشيعة ، سدهء 6 ، ص 168 - م .