الشهيد ببخارا .
در يكى از منابع و بهطورىكه از پاياننامهء علماى ماوراءالنهر به اهالى مشهد مقدس رضوى و از قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين و اسكندر بيك منشى در تاريخ عالمآرا استنباط مىشود ملا عبد اللّه در روزگار خودش بزرگ علما و رئيس ايشان در مشهد مقدس بوده است .
ملا عبد اللّه در مشهد رضوى كتابى در اثبات امامت و بيان بطلان مذاهب عامه تأليف نمود و آن را براى علماى ماوراءالنهر كه از درباريان پادشاهان ازبك بودند ارسال داشت . پس از تأليف اين كتاب بود كه ملا محمد مشكك رستمدارى كه از علماى ما بشمار مىآيد در ضمن نامهء مفصلى كه به زبان پارسى مرقوم داشته است در اين باب مطالبى را ذكر نموده و ما آن نامه را در ضمن احوال او متذكر شدهايم ؛ علماى ماوراءالنهر به او پاسخ داده و اين مكاتبه در همان سالى كه عبد المؤمن خان ازبك ، مشهد رضوى عليه السّلام را محاصره كرده و بر آنجا و برخى ديگر از شهرهاى خراسان استيلا يافته بود صورت گرفته است .
سرانجام ملا عبد اللّه زمانى به آنجا رسيد كه عبد المؤمن خان ازبك بر مشهد مقدس دستيافت و وارد آن شهر گرديد ملا عبد اللّه را دستگير كرده و او را به بخارا برده و چنانچه نوشتيم او را در بخارا شهيد كردند .
برخى پنداشته ملا عبد اللّه از شاگردان ملا محمد مشكك رستمدارى ياد شده است و اين مطلب براى من مسلّم نمىباشد بلكه گمان من آن است كه ملا محمد شاگرد او مىباشد .
بايد گفت شيخ معاصر در امل الآمل عنوان ويژهاى را به او اختصاص نداده است بلكه در ضمن ذكر احوال سيد كمال الدّين حيدر بن محمد بن زيد حسينى مىنويسد خود من در كتاب امالى شيخ طوسى كه به خط مولانا عبد اللّه شوشترى شهيد بود چنين ديدم تا به آخر .
و از ظاهر آنچه وى اظهار داشته است استنباط مىشود مراد وى از ملا عبد اللّه يادشده شخص مورد بحث ما بوده باشد و پيش از اين در شرح احوال ملا عبد اللّه شوشترى علت آن را ذكر كردهايم .
يادآورى مىشود ملا عبد اللّه كه در آغاز اين مدخل از او ياد شد و ملا عبد اللّه
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 302
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٠٢