برادر خود روا داشتند ؛ اللهم انتقم ممن يكون كذا و يفعل كذا و من يدعو الناس الى كذا .
مىنويسد پيش از اين گذشت مرتضى قلى خان حاكم مشهد مقدس رضوى ملا عبد اللّه را به خدمت شاهعباس گسيل داشت تا مصالحهاى برقرار سازد و سلطان محمد خدابنده را همچنان بر اريكهء سلطنت باقى بگذارد و اين فرستاده جواب نامههاى خوانين را به همراه برد هرچند اين سفارت سودى نداشت و مخالفان را از قصدى كه داشتند منصرف نگردانيد و همان هنگام بود كه على قلى خان شاملو همراه با گروهى از خوانين هرات قيام كرد و از مردم مىخواست كه شاهعباس را به سلطنت برگزينند و پدرش سلطان محمد را از سلطنت خلع كنند و به همين مناسبت نامهاى به مرتضى قلى خان فرستاد تا براى به سلطنت رسيدن شاهعباس از او قول مساعد بگيرد و پدرش را از سلطنت معزول بداند .
مؤلف گويد : شواهد پيداست كه مراد از ملا عبد اللّه كه به سفارت برگمارده شد همان مولى عبد اللّه خراسانى مقتول كه معروف به شهيد مىباشد و مؤيد آن عبارت علماى ماوراءالنهر است مىباشد .
حقيقت آن است كه از آنجا كه ملا عبد اللّه اصلا از مردم شوشتر بوده و در مشهد مقدس رضوى مىزيسته گاهى چنان اتفاق افتاده كه ملا عبد اللّه شوشترى شهيد غير از ملا عبد اللّه خراسانى شهيد بوده باشد .
و از اجازهاى كه شيخ محمد تقى بن مظفر قزوينى به شيخ شمس الدّين محمد خليفة بن دجله جزائرى داده و ما هم در ضمن معرفى شيخ شمس الدّين آن را يادآور خواهيم شد وى از شيخ محمد تقى يادشده از شيخ نظام الدّين ابو الفتح عامر بن فياض جزائرى مشهدى از ملا عبد اللّه - شخص مورد بحث ما - از شيخ ابراهيم بن شيخ نور الدّين على بن عبد العالى ميسى روايت مىكرده است و شيخ محمد تقى در آن اجازه ملا عبد اللّه را اينچنين توصيف نموده است : المولى الفاضل المجتهد الناسك الشهيد السعيد مولانا عبد اللّه بن مولانا محمود التسترى الشهيد ببخارا قدّس اللّه روحه .
در محل ديگر از اجازهء ديگرى كه صادر نموده است از وى اينگونه تعريف كرده است : المولى الامام الكامل صدر الشهداء شهاب الملة و الدّين مولانا عبد اللّه التسترى
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٠١